تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
ضعف پس از قوّت ، يعنى پيامبر اسلام بعد از سالهاى سال سكون و بىپيامبرى بر شما ارسال شد ، تا نگوييد چون پيامبرى بيم دهنده و نويد دهنده براى ما نيامده ، پس ما گناهى نداريم ، حالا پيامبر مبشّر و منذر بسوى شما آمده و اين نقض گفتار يهود است كه مىگويند : شريعت آنها خاتم بوده و بعد از پيامبرشان پيامبرى نخواهند آمد ، لذا حال ديگر عذرى نداريد و بايد به او ايمان بياوريد ، و كلام آخر آنكه براى نقض قول يهود كه دست خدا را بسته مىدانستند و مىگفتند :
( يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ )
مىفرمايد : خدا بر هر امرى تواناست و هر نفسى را به سبب آنچه عمل كرده مؤاخذه مىنمايد .

[ آيهء ( 26 - 20 ) نعماتى كه خدا به بنى اسرائيل داده ]

( 20 )
( وَ إِذْ قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ يا قَوْمِ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَعَلَ فِيكُمْ أَنْبِياءَ وَ جَعَلَكُمْ مُلُوكاً وَ آتاكُمْ ما لَمْ يُؤْتِ أَحَداً مِنَ الْعالَمِينَ )
: و هنگامى كه موسى عليه السّلام به قومش گفت : اى قوم ، نعمت خدا را بر خودتان به ياد آوريد ، زمانيكه در ميان شما پيامبرانى قرار داد و شما را بعد از بردگى مالك سرنوشت خود نمود و به شما بهره‌هايى داد كه به هيچ يك از اهل زمان نداده بود ) ، اين گفتگو در زمانى واقع شد كه بنى اسرائيل از مصر بيرون آمده بودند و نعمتهاى خداوند بر آنها شامل بعثت موسى عليه السّلام و هدايت آنها به دين خدايى و نجاتشان از آل فرعون و نازل نمودن تورات و تشريع دين براى آنها بود و خداوند اين نعمتها را در سه گروه تقسيم مىكند ، اوّل ) : بر انگيختن انبياء در ميان قوم آنها ، دوّم ) : مالك قرار دادن آنان ، يعنى نجات آنها از بند بندگى فرعون و ظلم ظالمان ، مالك به كسى مىگويند كه در امر جان و مال و اهل و عيال خود استقلال داشته باشد ، و سوّم ) : ايتاء معجزات و دلايل و نعم آشكارى كه خداوند به هيچ يك از مردم آن زمان نداده بود ، مثل نزول مائده‌هاى آسمانى و انفجار چشمه‌هاى دوازده‌گانه و سايه افكندن ابر بر آنها و نزول بلاهاى آسمانى مثل خون و ملخ و . . . بر قوم فرعون و در نهايت شكافتن دريا و نجات دادن آنها از قوم فرعون و ظلم آنها كه هر يك از اينها براى هدايت قومى كفايت مىكرد ، امّا بنى اسرائيل بعد از اينهمه معجزات آشكار باز هم كافر شدند .