خصوص چنين افرادى ساقط مىشود و در غير آن افراد به اعتبار خود باقى است .
و خداوند مىفرمايد : احكام الهى حرجى نيست ، يعنى به منظور دشوار كردن زندگى شما تشريع نشده ، بلكه به اين منظور تشريع شده كه شما را پاك كند و نعمت بر شما تمام شود و اين ملاك احكام است ، نه دشوار كردن زندگى بر بندگان ، پس به همين جهت هر جا آب نيافتيد يا برايتان مضّر بود در آنجا تكليف وضو و غسل ساقط مىشود و تيمم كه در وسع شماست بر شما واجب مىگردد ، امّا حكم طهارت كه غرض اصلى است به كلّى از بين نمىرود ، چون خدا طهارت و اتمام نعمت بندگانش را مىخواهد تا شايد شكر گزار شوند .
و مراد از طهارت هم تنها طهارت از نجاست ظاهرى نيست ، بلكه مراد طهارت باطنى است كه از هر يك از ( وضو ، غسل و تيمّم ) حاصل مىشود .
و مراد از نعمت هم نعمت دين است ، البته نه از حيث اجزاى آن ، بلكه از حيث اينكه دين عبارت است از تسليم خدا شدن در همهء شئون و اين همان ولايت خدا و بر بندگان و حكمرانى بين ايشان است و اين ولايت وقتى كامل مىشود كه همه احكام دينى من جمله طهارات سه گانه را تشريع بفرمايد .
پس در جمله ( ليطهركم ) غرض و غايت تشريع حكم ( وضو ، غسل و تيمّم ) را بيان مىكند و جمله ( ليتمّ نعمته ) نتيجه و غرض تشريع همهء احكام را بيان مىنمايد تا شايد شما تشكر كنيد و شكر اين نعمت را به جاى آوريد .
( 7 )
( وَ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ مِيثاقَهُ الَّذِي واثَقَكُمْ بِهِ إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنا وَ أَطَعْنا وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ )
: ( و نعمت خدا را بر خويش به ياد آوريد و نيز عهدى را كه خدا شما را به آن متعهد كرد متذكر شويد ، زمانى كه در پاسخش گفتيد :
شنيديم و اطاعت كرديم ، و از خدا پروا كنيد كه همانا خدا دانا به افكار و نيّات نهفته در سينههاست ) ، منظور ، مواهب جميلى است كه خداى تعالى در سايهء اسلام به آنها داده و