تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 459

مساهمون:

ص٤٥٩
چون مشتمل بر ولايت خدا و رسول او و ولايت صاحبان امر مىباشد از اين جهت نعمت خداست ، آن هم نعمتى كه به هيچ وجه قابل مقايسه با نعم ديگر نيست ، و اينكه فرمود : نعمت را تمام گردانيدم به جهت آنست كه ولايت خدا نسبت به بندگان تمام نمىشود ، مگر به وسيلهء ولايت رسولش و ولايت رسولش نيز تمام نمىشود مگر به ولايت اولى الامر و وليّى كه بعد از رحلت آن حضرت و به اذن خداى سبحان زمام اين سرپرستى و تدبير را در دست مىگيرد كه شرح اولى الامر هم در آيه 59 سورهء نساء گذشت و همچنين در آيه 55 اين سوره نيز به توضيح آنان كه همان اختران تابناك آسمان ولايت مىباشند ، خواهيم پرداخت ، ( انشاء اللّه ) ،
( فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ )
: ( پس آن مواردى كه گفتيم حرام است ، در حال اختيار حرام مىباشد ، امّا اگر كسى در محلى كه قحطى است ناچار شود به مقدارى كه از گرسنگى نميرد ، بخورد ، بدون آنكه قصد گناه نمايد و به آن متمايل گردد ، ايرادى ندارد ، چون خدا آمرزنده و مهربان است ) ، ( مخمصه ) يعنى قحطى و گرسنگى و ( تجانف ) يعنى تمايل از ريشهء ( جنف ) ، يعنى ( ميل پاهاى شخص به طرف خارج ) اخذ شده است و ( اثم ) يعنى گناه و عمل بدى كه تأخير زندگى سعادتمندانه را به دنبال دارد و اينكه در آخر مىفرمايد : خدا آمرزنده و مهربان است ، نمايانگر اين نكته است ، اين حكم ، حكم اوّلى نيست ، حكم اوّلى همان حرمت است بلكه حكمى ثانوى و مخصوص زمانى است كه شخص مسلمان اگر از آن محرمات سدّ جوع نكند از گرسنگى مىميرد ، دوّم اينكه حكم جواز ، محدود به اندازه‌اى است كه از مردن جلوگيرى كند و ناراحتى گرسنگى را بر طرف نمايد و سوّم اينكه صفت مغفرت و رحمت همانطور كه مايهء محو بعضى از گناهان مىشود ، همچنين گاهى متوجه خود حكم مىگردد ، آن را بر مىدارد ، مثل همين مورد كه خداى متعال حكم حرمت را برداشته است تا اگر كسى از روى ناچارى گوشت مردار را بخورد گناه نكرده باشد و مستوجب عقاب نيز نگردد .