مىفرمايد : ما آنها را چنين و چنان مىكنيم و نيز براى اشاره به قرب حضور و عدم وجود حاجب و مانع بين خداى متعال و بندگان مؤمن و اينكه او ولّى مؤمنان است از صيغه متكلم استفاده شده است و آنگاه به وصف جايگاه مؤمنان مىپردازد كه در برابر دنياى حقير و بىارزش بسيار داراى اهميّت و بزرگ است و اين وعدههاى خدا به خلاف وعدهء شيطان كه تنها فريب و غرور بود ، وعدههايى بر حق مىباشد ، چون او خود عين حقيقت و گفتار او عين صدق و حق است و همهء ما سوى اللّه مخلوق و تحت سيطره و تأثير او مىباشند .
( 123 )
( لَيْسَ بِأَمانِيِّكُمْ وَ لا أَمانِيِّ أَهْلِ الْكِتابِ مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً يُجْزَ بِهِ وَ لا يَجِدْ لَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَ لا نَصِيراً )
: ( نه به دلخواه شماست و نه به دلخواه اهل كتاب ، بلكه هر كس عمل بدى كند بدان كيفر داده مىشود و غير از خدا براى او يار و ياورى يافت نخواهد شد ) ، ( امانىّ ) يعنى آرزوها و توقّعات غلط كه تنها صورتهايى خيالى و لذّت آورند و در عالم خارج هيچ اثرى ندارند ، و ليكن خداوند مىفرمايد : كرامت در نزد خدا نه به دلخواه شماست و نه به دلخواه اهل كتاب ، بلكه امر دائر مدار عمل است ، اگر عمل شما خير باشد ، خدا هم نظر خيرى به شما خواهد داشت و اگر شرّ باشد به جز شرّ پاداشى نخواهيد داشت
( هَلْ تُجْزَوْنَ إِلَّا ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ )
« 1 » ، ( آيا جز بدانچه عمل كردهايد جزا داده مىشويد ؟ ) .
اين آيه حكايت حال بعضى از مؤمنان است كه فكر مىكردند بخاطر ايمانشان حقّى بر خدا و رسول او دارند و واجب است خدا جانب مؤمنان را رعايت كند و هنگام مشاجره مؤمنان را مساعدت نمايد و خود را بواسطهء ايمانشان صاحب كرامت و احترامى در نزد خدا مىدانستند و اهل كتاب هم بواسطهء آرزوهاى باطلشان خود را پسران خدا و دوستان او پنداشتند و مىگفتند : اميين هيچ راهى براى اعتراض به ما ندارند ، و حق آنست
هامش
( 1 ) - سوره نمل ، آيه 90 .