لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ )
« 1 » ، ( همانا كسانى كه مخلوقات غير خدا را عبادت مىكنند ، هرگز آنها نمىتوانند پشهاى بيافرينند و هر چند همه دست به دست هم دهند و حتى اگر يك پشه ، چيزى از آنها بگيرد ، نمىتوانند آن را از آن پشه باز پس گيرند ، آرى جوينده و مورد جستجو بسيار ناتوانند و آنها خدا را آنچنان كه بايد نشناختند و حق عبوديّت او را بجا نياوردند و نفهميدند كه خداى تعالى قوى و شكست ناپذير است ) .
و بتها را به اين جهت اناث مىگويند ، چون هر مخلوقى منفعل و اثر پذير مىباشد ، و انسان هم منفعل است و مخلوق ، لذا سزاوار خالقيّت و عبادت شدن نيست ، و همچنين صلاحيّت ايجاد شريعت و مذهب را ندارد ، و ( مريد ) كسى است كه عارى از هر خيرى باشد ، پس عبادت غير خدا در واقع عبادت و دعوت شيطان مريد مىباشد ، چون اطاعت از او است .
( 118 )
( لَعَنَهُ اللَّهُ وَ قالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبادِكَ نَصِيباً مَفْرُوضاً )
: ( خدا او را لعنت كرده و شيطان گفته است كه همانا از بندگانت بهرهاى معين برخواهم گرفت ) ، يعنى خدا شيطان را از رحمت خود دور كند و اين صفت دوّم براى شيطان علّت صفت اوّل است ، يعنى مىفهماند كه علّت عارى بودن شيطان از هر خير اين است كه او رانده شده و دور شده از رحمت خداست و جمله بعدى در واقع نقل قول شيطان است كه در جاى ديگر گفته بود ،
( فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ )
قسم به عزّتت همه آنها را فريب خواهم داد ) « 2 » .
در حقيقت اعتراف و تقرير به اين معناست كه فريب خوردگان شيطان در عين اينكه فريب او را خوردهاند ، امّا بندهء خداى تعالى هستند و نمىتوانند از بندگى خدا خارج شوند و چگونه ممكن است از اين شأن بندگى بيرون شوند و حال اينكه اللّه پروردگار آنهاست و هر حكمى كه بخواهد دربارهء آنها مىراند .
هامش
( 1 ) - سوره حج ، آيه 74 .
( 2 ) - سوره ص ، آيه 82 .