تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩
( 97 )
( إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ قالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ قالُوا أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فِيها فَأُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ ساءَتْ مَصِيراً )
: ( كسانى كه فرشتگان قابض ارواح در حالى جان آنها را مىگيرند كه به نفس خويش ستم كرده‌اند و به آنها مىگويند : در چه وضعى بوديد كه اينچنين به نفس خود ستم كرديد ؟ آنها مىگويند ما در سرزمين خود مستضعف بوديم و اقويا ما را به ضعف كشيدند ، ملائكه مىگويند ، مگر زمين خدا وسيع نبود و نمىشد شما مهاجرت كنيد ؟ و چون پاسخ و حجّتى ندارند منزلگاهشان جهنم است و چه بد سرانجامى است ) ، مراد از ظلم به نفس اعراض از دين خدا و ترك بر پا داشتن شعائر الهى است و اين امور در اثر واقع شدن در بلاد شرك و زندگى كردن بين كفّار بوجود مىآيد ، چون انسان در چنين موقعيّتى ديگر راهى براى كسب معارف دينى و قيام به وظائف عبوديّت ندارد و اينها در بلاد كفر در موضع ضعف بودند و استضعاف را عذر موجّهى براى عمل نكردن به مسائل دينى مىدانسته‌اند ، در حالى كه مجبور نبودند كه بخاطر ترس از كفّار تن به ذلّت بدهند ، بلكه مىتوانستند مهاجرت كنند ، امّا اينها از ترس دشواريهاى مهاجرت و سختى راه به زندگى ذليلانه رضايت دادند و جملهء ( قالوا فيم كنتم ) دلالت مىكند بر صحنه‌اى كه در لسان روايات از آن به سئوال و جواب تعبير شده است و فرموده‌اند فرشتگان از هر كس كه از دنيا مىرود و او را دفن مىكنند ، سئوالهايى پيرامون دين و عقايد او و اينكه روز و شب و عمر و جوانى خود را در دنيا چگونه صرف كرده و همّ و غمّ و اشتغال او در دنيا چه بوده مىنمايند ، امّا چنان كه گفته شده ملائكه عذر آنها را موجّه نمىدانند ، مىگويند : آيا زمين خدا وسيع نبود و نمىتوانستيد مهاجرت كنيد تا به راحتى و آزادانه بتوانيد تكاليف دينى خود را انجام دهيد ؟ و اين استفهام توبيخى است و به جهت سرزنش آنها اين پرسش را مىكنند و هر كس در راه خدا مهاجرت كند در زمين خدا پناهگاهى