غنائم دنيوى نيست و او به آنچه مىكنيد آگاه است ، اين آيه در مقام نصيحت است كه مبادا مرتكب اعمال جاهلى بشويد و ظاهرا در مقام نوعى توبيخ و سرزنش نيز هست كه چرا هنوز آثار جاهليت در مؤمنان باقى مانده است ؟
در تفسير قمى نقل شده كه اين آيه زمانى نازل شد كه رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم از جنگ خيبر باز مىگشتند و اسامة بن زيد را با سپاهى بسوى بعضى از قريههاى يهودى نشين در ناحيه فدك گسيل داشتند تا آنها را به اسلام دعوت كند و مردى به نام مرداس بن نهيك فدكى در يكى از اين قريهها بود ، پس زمانى كه احساس كرد سپاه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم نزديك مىشوند ، خانواده و مال خود را نزد كوهى گردآورى كرد و گفت : شهادت مىدهم كه خدايى جز اللّه نيست و محمّد صلّى اللّه عليه و إله و سلم ، فرستادهء خداست ، پس اسامة بن زيد وقتى از كنار او گذشت با نيزهاى او را به قتل رساند .
و زمانى كه نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم آمد و قصّه را بازگو نمود ، پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم فرمودند : آيا مردى را كه شهادت به وحدانيّت خدا و رسالت من مىداد به قتل رساندى ؟
اسامه گفت : يا رسول اللّه او از ترس كشته شدن اين ندا را سر داده بود ، پس پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم فرمود : تو نه پرده از قلب او برداشتى و نه آنچه را به زبان گفت ، پذيرفتى و نه از درون و باطن نفس او خبر داشتى ، پس اسامه سوگند خورد كه ديگر كسى را كه شهادتين مىگويد به قتل نرساند و به اين بهانه در جنگهايى كه براى امير المؤمنين عليه السّلام پيش آمد از اوامر ايشان تخلّف ورزيد تا به قول خودش به سوگند خود وفا كند !
[ آيهء ( 100 - 95 ) مقايسهء مجاهدان و قاعدان و مسأله مهاجرت در راه خدا ]
( 95 )
( لا يَسْتَوِي الْقاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَ الْمُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدِينَ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقاعِدِينَ دَرَجَةً وَ كُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنى وَ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدِينَ عَلَى الْقاعِدِينَ أَجْراً عَظِيماً )
: ( هرگز كسانى كه بدون عذر و علّت از جهاد در راه خدا تقاعد مىورزند با كسانى كه در راه او با جان و مال خود جهاد مىكنند ، يكسان نيستند ، خداى تعالى مجاهدان با مال و جان خود را ،