نفس يا قطع عضو و غيره به خانواده مقتول يا مجروح داده مىشود ، مگر آنكه خانوادهء مقتول از ديه بگذرند و آن را ببخشند ، و اينكه اگر فرد كشته شدهء مؤمن از قبيلهاى كافر باشد ، ديه به خانواده او تعلّق نمىگيرد ، به جهت آنست كه كافر از مؤمن ارث نمىبرد و تنها آزاد كردن بندهء مؤمن كفايت مىكند ، امّا اگر فرد مؤمن مقتول از قبيلهاى مؤمن باشد يا بين شما و آنها پيمانى باشد ، هم ديه تعلّق مىگيرد و هم آزاد كردن بندهء مؤمن واجب مىشود ، و اگر كسى مالى نداشته باشد كه بندهاى را آزاد كند واجب است كه دو ماه پشت سر هم روزه بگيرد و اينها همه بازگشت و عطف توجه و رحمتى از جانب خداى متعال مىباشد كه دانا و حكيم است .
در حديث آمده است كه « ويران كردن تمام دنيا براى خدا آسانتر از كشته شدن يك انسان مسلمان است » و نيز در حديث ديگر آمده است « اگر شخصى در مشرق كشته شود و فردى ديگر در مغرب به قتل او راضى باشد ، همانا در خون او شريك است » .
( 93 )
( وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِيها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظِيماً )
: ( و هر كسى مؤمنى را به عمد بكشد ، پس جزاى او جهنم است و در آن جاودانه خواهد بود ، و خداوند بر او غضب آرد و او را لعنت مىكند و براى او عذابى بزرگ آماده دارد ) ، ( تعمّد ) به معناى آنست كه قصد كنى عملى را به همان عنوانى كه دارد انجام دهى ، يعنى اگر فردى به عمد قصد قتل مؤمنى را داشته باشد ، خداى متعال در اين آيه او را به سختى تهديد كرده و وعدهء خلود در آتش داده ، چيزى كه هست از آيه
( إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً )
« 1 » ، استفاده مىشود كه آيه صريح در حتمى بودن نيست و ممكن است خلود در آتش بوسيله توبه يا شفاعت مورد عفو قرار بگيرد و در كافى و تفسير عياشى از امام صادق عليه السّلام نقل شده كه شخصى از آن جناب پرسيد ، آيا
هامش
( 1 ) - سوره زمر ، آيه 53 .