سبب لغو كردن كتب خدا و ابطال شرايع اوست ،
( وَ يُرِيدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلالًا بَعِيداً )
: ( و شيطان مىخواهد آنها را به ضلالتى دور گمراه كند ) اين جمله دلالت دارد بر اينكه تحاكم اين گونه افراد در نزد طاغوت ريشهاش القاى شيطان و اغواى او است ، و غرض شيطان اين است كه پيروان خود را به ضلالتى دور از نجات گرفتار سازد .
( 61 )
( وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ الْمُنافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُوداً )
: ( و وقتى به ايشان گفته مىشود به سوى حكمى كه خدا در كتابش نازل كرده بياييد ، منافقين را مىبينى كه نمىگذارند اين سخن اثر خود را بكند و با تمام نيرو مردم را از آمدن به نزد تو باز مىدارند ) ( تعالوا ) از ريشه ( تعالى ) به معناى ارتفاع است ، يعنى بياييد به افق بلند حكم خدا و حكم كسى كه به حكم خدا حكم مىكند يعنى به جاى آنكه به حكم طاغوت و ظلم او گردن بنهيد به حكم رب الارباب و عدالت او بگرويد ، امّا منافقان اعراض مىكنند و تظاهر به ايمان مىنمايند ، ولى از حكم خدا و رسول او مىگريزند .
( 62 )
( فَكَيْفَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ ثُمَّ جاؤُكَ يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنْ أَرَدْنا إِلَّا إِحْساناً وَ تَوْفِيقاً )
: ( چطور وقتى به كيفر اعمالشان مصيبتى به آنها مىرسد به نزد تو آمده ، به خدا سوگند مىخورند كه ما جز احسان و ايجاد توافق بين دو طرف دعوت منظورى نداشتيم ) اعراض و انصراف از حكم خدا و رسول او و روى آوردن به حكم غير خدا به زودى مصيبتى را براى آنها پديد خواهد آورد ، آنگاه به قصد معذرت خواهى نزد پيامبر مىآيند و مىگويند ما در مراجعه به داورى طاغوتها قصد بدى نداشتيم و منظور ما قطع نزاع و ايجاد توافق بود ، امّا آيا مراجعه به طاغوت و پذيرش حكم او ايجاد نيكى و توافق است ؟ !
( 63 )
( أُولئِكَ الَّذِينَ يَعْلَمُ اللَّهُ ما فِي قُلُوبِهِمْ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ عِظْهُمْ وَ قُلْ لَهُمْ فِي