مىشود ، و هر تغييرى در احكام الهى ظلم و كفر و فسوق است .
و ارتباط اين آيه با آيات سابق روشن است ، چون يهود اوّلا ) : امانتدار خوبى نبودند ، بلكه احكام الهى را تحريف نموده و نشانههاى پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم را كه در تورات آمده بود كتمان كردند ، ثانيا ) : هنگام داورى بين مؤمنين و مشركين از مسير عدل خارج شده و به جور و ستم به نفع مشركان رأى دادند ،
( إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُمْ بِهِ إِنَّ اللَّهَ كانَ سَمِيعاً بَصِيراً )
: ( همانا خدا چه اندرز خوبى به شما مىدهد ، بدرستى كه خدا شنوا و بيناست ) چون بهترين موعظهها ، مواعظ پروردگار عزيز است و همانا خدا نسبت به افترائات يهود و ساير افترا زنندگان و نيز نسبت به آنچه مخفى مىكنند ، آگاه و شنواست و خير بندگانش را مىشناسد و به آنان انعام مىفرمايد .
[ آيهء ( 70 - 59 ) اطاعت از اولى الامر ]
( 59 )
( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ )
: ( اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، خدا را اطاعت كنيد و رسول و كارداران خود را كه خدا و رسول علامت و معيار ولايت آنان را تعيين كرده ، فرمان بريد ) چون تنها خدا حق حاكميّت دارد و بايد از او اطاعت كرد ، اطاعت كردن از غير خدا مخالفت با خدا و احكام او و برگزيدن معبودهائى غير خدا شرك به خدا مىباشد و پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم نيز ابلاغ رسالت الهى را به عهده دارد تا جامعهاى توحيدى بر اساس احسان و رفع همه نزاعها بنا كند ، مسلّما چنين اهدافى تنها با اطاعت از خدا و رسول او محقّق مىشود ، امّا اولى الامر اطاعت از آنها در ادامه اطاعت خدا و رسول خداست ، لكن اولى الامر ، بهرهاى از وحى ندارند و كار آنان تنها صادر نمودن آرائى است كه آن را صحيح مىدانند و آنها را از قرآن و سنّت اخذ مىنمايند كه اطاعت از آنها در آراء و اقوالشان بر مردم واجب است ، امّا آنها اختيارى در تشريع شرايع و يا نسخ آن ندارند ، لكن امتياز آنها بر سايرين اين است كه حكم خدا و رسول يعنى كتاب و سنّت به آنان سپرده شده و چون آيه در وجوب اطاعت مطلق است ، فهميده مىشود كه شرط عصمت ، در اولى الامر هم وجود دارد و اولى الامر افراد معينى هستند كه مانند رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم داراى عصمت