نفع مشركين و عليه مؤمنين قضاوت كرده و گفتهاند ، مشركين هدايت يافتهتر از مؤمنين هستند و از آنجا كه نزد مؤمنين تنها توحيد و ايمان به قرآن بود و نزد مشركين چيزى جز ايمان به ( جبت ) « يعنى هر چيزى كه خيرى در آن نباشد و به جاى خدا پرستيده شود » و ( طاغوت ) « يعنى هر معبودى كه به جاى خدا پرستيده شود و هر دينى كه مخالف شريعت الهى باشد » نبود ، لذا خداوند جبت و طاغوت را به اهل كتاب نسبت داده است ، زيرا آنها با گرايش به مشركان و ترجيح آنها بر مؤمنين در واقع به جبت و طاغوت گرويدهاند .
( 52 )
( أُولئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ وَ مَنْ يَلْعَنِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ نَصِيراً )
: ( اينها كسانى هستند كه خدا آنها را از رحمت خود دور ساخته و كسى كه خدا او را از رحمتش دور كند ، ديگر هيچ ياورى برايش نخواهى يافت ) يعنى به جهت بدى اعمالشان خدا آنها را از رحمت خود دور ساخته و كسى كه از رحمت خدا دور شد ، مسلما هيچ ياورى نخواهد داشت ، چون خدا مالك همه ملك هستى است و هيچ قدرتى جز قدرت او وجود ندارد .
( 53 )
( أَمْ لَهُمْ نَصِيبٌ مِنَ الْمُلْكِ فَإِذاً لا يُؤْتُونَ النَّاسَ نَقِيراً )
: ( آيا اهل كتاب سهمى از نبوّت و ولايت و ملك دارند ؟ اگر چنين بود از شدّت بخل پشيزى به مردم خير نمىرساندند ) ، ( نقير ) يعنى چيز حقير و اندكى كه مرغ با منقار از زمين برمىدارد و استفهام در اينجا استفهام انكارى مىباشد ، يعنى گويا مىپندارند بهرهاى از ملك دارند و مراد از ( ملك ) سلطنت بر امور مادّى و معنوى است ، در نتيجه شامل ملك نبوت و ولايت و هدايت و نيز شامل مالكيّت بندگان و ثروت نيز مىشود و خدا چنين ملكى را به آنها افاضه نكرده ، بلكه چنين ملكى تنها از آن خدا و انبياء الهى است و اهل كتاب اگر همچنين تسلّطى و مالكيتى داشتند ، از شدّت بخل كمترين خيرى به مردم نمىرساندند .
( 54 )
( أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ )
: ( آيا حسد مىورزند مردمى