اصطلاح يهود نوعى ناسزا بود و هدف آنها اين بود كه در دين خدا طعنه بزنند ) .
لذا يهود هم در كلام خدا تحريف مىنمودند و هم كلمات معمول بين مردم را با تقديم و تأخير و انداختن يا افزودن مطالبى تغيير مىدادند تا مقصود از آن حرف تغيير كند و به جاى حق ارادهء باطل بشود ، هم چنان كه بشارتهايى كه در تورات دربارهء آمدن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و سلم و يا عيسى عليه السّلام آمده بود همه را تأويل كردند و مىگفتند : ( موعودى نخواهد آمد ) ،
( وَ لَوْ أَنَّهُمْ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا وَ اسْمَعْ وَ انْظُرْنا لَكانَ خَيْراً لَهُمْ وَ أَقْوَمَ وَ لكِنْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلا يُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِيلًا )
: ( و اگر آنها مىگفتند : شنيديم و اطاعت كرديم و يا تو نيز به سخن ما گوش بده و ما را مهلت بده تا سخن بگوييم ، هر آينه برايشان بهتر و استوارتر بود ، و ليكن خدا آنها را به خاطر كفرشان لعنت كرد ، پس ايمان نمىآورند جز اندكى از آنها ) .
و ( لو ) دلالت مىكند بر آرزوى مشرف به محال ، چون آنها محال است دست از اين لجاجتها بردارند و از روى خضوع براى خدا سخن حق بگويند و باطل را ادا نكنند ، در آخر خداوند مؤمنين را از ايمان اينها مأيوس مىكند و مىفرمايد : اينها به سبب كفرشان لعنت شدهاند و جز عدّه كمى از آنان ، بقيه ايمان نخواهند آورد .
( 47 )
( يا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ آمِنُوا بِما نَزَّلْنا مُصَدِّقاً لِما مَعَكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّها عَلى أَدْبارِها أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَما لَعَنَّا أَصْحابَ السَّبْتِ وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا )
: ( هان اى كسانى كه كتاب آسمانى بر شما نازل شده ، ايمان آوريد كه به كتابى كه نازل كرديم و تصديق كنندهء كتابى است كه با شماست و گرنه وجههء دلها را از فطرت به سوى خلاف آن برمىگردانيم و از رحمت خود دور مىسازيم ، آن چنان كه اصحاب سبت را لعنت كرديم و امر خدا انجام مىشود ) ، ( طمس ) به معناى محو كردن اثرى است كه از چيزى بماند و ( وجه ) به معناى روى و سمتى از هر چيز است كه رو به روى ما قرار دارد ، با اين آيه اهل كتاب را دعوت به ايمان به كتاب الهى قرآن مىنمايد و مىفرمايد :