تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
پيشگاه الهى حاضرند و اعمالشان در نزد خدا آشكار است ، همچنين گواهان اعمال و اعضاى بدنشان و ملائكه و نبيين و غير آنان همه بر عليه آنها شهادت مىدهند ، پس آرزو مىكنند اى كاش نيست و نابود مىشدند و امر خدا را نافرمانى نمىكردند ، و پيام او را كتمان نمىنمودند .

[ آيهء ( 43 ) نهى از شرب خمر ]

( 43 )
( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى حَتَّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ وَ لا جُنُباً إِلَّا عابِرِي سَبِيلٍ حَتَّى تَغْتَسِلُوا )
: ( اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد در حال مستى به نماز نزديك نشويد ، صبر كنيد تا مستى زايل شود و بفهميد چه مىگوييد و نيز در حال جنابت هم به نماز نزديك نشويد مگر آنكه مسافر باشيد و دسترسى به آب نداشته باشيد ، در غير اين صورت با جنابت نماز نخوانيد تا زمانيكه غسل كنيد ) در اينجا مراد از كلمه ( صلاة ) مسجد است ، چون مىفرمايد در حال جنابت نزديك مسجد مشويد و اينجا به نحو مجاز به كار رفته است و از قرينهء حكم عدم جواز ورود جنب در مسجد اين معنا بدست مىآيد و مراد از ( حتى تعلموا . . . ) هم آنست كه اگر ما شما را از شراب نهى كرديم به جهت آن بود كه نماز مقام حضور نزد رب العالمين است ، پس بايد بدانيد چه مىگوييد و غافل نباشيد ،
( وَ إِنْ كُنْتُمْ مَرْضى أَوْ عَلى سَفَرٍ أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغائِطِ أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَ أَيْدِيكُمْ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَفُوًّا غَفُوراً )
: ( و اگر مريض يا مسافر بوديد و يا يكى از شما از بيت الخلاء آمد و يا با زنان تماس جنسى پيدا كرديد و براى غسل آبى نيافتيد با خاك پاك تيمم كنيد ، يعنى دست به خاك زده صورت و دو دست خود را مسح كنيد ، كه خدا بخشندهء آمرزنده است ) ( غوط ) از ريشهء غائط به معناى مكان گود ( براى قضاى حاجت ) است و در اينجا حكم تيمم بدل از وضو يا غسل را بيان مىنمايد و مىفرمايد ، در موارد فوق اگر آبى نيافتيد ، با خاكى پاكيزه كه از مكانى بلند تهيّه نموده‌ايد ابتدا صورت يعنى ( پيشانى را ) با آن خاك مسح نموده و آنگاه دستها را از مچ تا سر انگشتان مسح كنيد ، پس اين حكم به جهت تخفيف و پوشاندن نقايص شماست ، چون خدا آمرزنده و مهربان است .
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 364 | فاطمه مشايخ / كمال مصطفى شاكر