تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
ادامهء زدنشان بهانه جوئى مكنيد و به خاطر علّوى كه خدا به شما داده مغرور نشويد كه خداوند صاحب علّو و بزرگى است ) ، كلمهء نشوز به معناى عصيان و استكبار از اطاعت بوده و مراد از ( خوف نشوز ) اين است كه علائم آن به تدريج ظاهر شود و معلوم گردد كه زن قصد ناسازگارى دارد ، در اين صورت مىفرمايد : آنان را پند و اندرز دهيد ، شايد كه دست از ناسازگارى بردارند و بين علاجهاى سه گانه ( موعظه ، قهر ، زدن ) ترتيب وجود دارد كه از سياق به دست مىآيد ، نه از حرف ( واو ) و مراد از ( قهر در بستر ) اين است كه بستر محفوظ باشد ، ولى در بستر با او قهر كند و به او اعتنايى ننمايد ، به طورى كه بىميلى خود را به او بفهماند و اگر اين هم مؤثر واقع نشد در مرحلهء نهايى مسئله ( ضرب ) قرار دارد و در نهايت اگر اين امور مفيد واقع شد و سازگارى نمود ، مىفرمايد : ديگر نبايد عليه او بهانه جويى كنيد و مبادا كه از قدرت و تفوّقى كه بر زنان خود داريد مغرور شويد ، چون تنها پروردگار داراى مقام علّو و برترى مطلق است . ( 35 )
( وَ إِنْ خِفْتُمْ شِقاقَ بَيْنِهِما فَابْعَثُوا حَكَماً مِنْ أَهْلِهِ وَ حَكَماً مِنْ أَهْلِها إِنْ يُرِيدا إِصْلاحاً يُوَفِّقِ اللَّهُ بَيْنَهُما إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيماً خَبِيراً )
: ( و اگر ترسيديد كار به جدايى بكشد ، داورى از خانوادهء زن و داورى از خانواده مرد گسيل داريد ، اگر بناى آن دو به اصلاح باشد ، خداى تعالى بين آن دو توافق ايجاد مىكند و خدا دانايى آگاه است ) ( شقاق ) يعنى قهر كردن و دشمنى و جدائى و علّت ارسال داور از هر دو طرف براى جلوگيرى از ستم و تحكم ، چون اگر يك طرفه باشد احتمال دارد حق طرف ديگر زايل شود ، با اين وصف اگر آنها قصد دشمنى و لجبازى نداشته باشند و قصدشان اصلاح باشد و زمام اختيار خود را بدست حكمين بدهند ، مسلّما خداوند كمك مىكند كه بوسيلهء آن دو حكم بين شوهر و همسرش توافق ايجاد شود ، چون خداوند دانا و آگاه به امور بندگانش مىباشد .