مىستاند ، مىشود ، و اينها موجب انهدام و هلاكت اركان جامعه است و ( تجارت ) به معناى تصرف در سرمايه به منظور تحصيل سود مىباشد و اين قسم معامله كه با طيب نفس از جانب فروشنده و خريدار انجام مىشود مبادلهاى است كه فطرت با آن موافقت دارد و به آن آرام مىگيرد ،
( وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ إِنَّ اللَّهَ كانَ بِكُمْ رَحِيماً )
: ( و يكديگر را به قتل نرسانيد كه خداى شما مهربان است ) يعنى با خوردن مال به باطل ، باعث كشته شدن خودتان نشويد و مؤمنان در حكم يك فرد واحد فرض شدهاند كه آسيب رسيدن به يك جزء از آنها مانند آنست كه همه مسلمانان ضرر ببينند و همچنين شامل نهى از قتل نفس ( انتحار ) و قتل غير نيز مىگردد و چون خدا نسبت به شما مهربان است ، لذا آنچه را كه شما را از آن نهى مىكند به جهت رحمت اوست و اينكه شما را از خودكشى و ديگركشى نهى مىنمايد ، به جهت آنست كه شما در مهلكه قرار نگيريد .
( 30 )
( وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ عُدْواناً وَ ظُلْماً فَسَوْفَ نُصْلِيهِ ناراً وَ كانَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيراً )
: ( و هر كس از در تجاوز و ستم چنين كند به زودى او را در آتشى وصف ناپذير وارد خواهيم كرد ، و اين براى خدا آسان است ) يعنى هر كس از حدود الهى تجاوز كند به زودى او را به آتش جهنم خواهيم سوزاند و اين براى خداوند امرى آسان است ، يعنى اينكه خدا شما را از خوردن مال يكديگر و از قتل نفس نهى كرد ، به جهت لطف و رأفت نسبت به شماست و گرنه مىتوانست نهى نكند و هر كس مرتكب اين اعمال شد او را در آتش بسوزاند و اين كار براى او بسى آسان بود .
[ آيهء ( 31 ) در باب گناهان كبيره و صغيره ]
( 31 )
( إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ نُدْخِلْكُمْ مُدْخَلًا كَرِيماً )
: ( اگر از گناهان كبيرهاى كه از آنها نهى شدهايد اجتناب كنيد ، ما از بديهاى شما صرفنظر مىكنيم و شما را به منزلگاهى گرامى داخلتان مىسازيم ) كلمهء اجتناب از مادّه ( جنب ) به معناى پهلوى آدمى است و انسان وقتى از چيزى متنفر باشد پهلوى خود