تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
مىدهند كه از مردن نترسند و اينكه هيچ خوفى بر آنان نخواهد بود و اندوهگين هم نخواهند شد ) ، ( فرح ) يعنى شادمانى و درك و شعور لذت و ( استبشار ) يعنى در طلب اين باشى كه با رسيدن خبرى خوشحالى نمايى ، يا طلب سرور بوسيله بشارت ، پس كشتگان در راه خدا از وضع مؤمنان باقى مانده ، در دنيا خبر دارند و بشارت ، همان ثواب اعمال مؤمنين است كه عبارت است از نداشتن خوف و حزن و نكره آوردن خوف و حزن دلالت بر عموميّت و رفع آن دو مىكند ، يعنى اطمينان نفس بر اينكه ترسى از زايل شدن نعمت نخواهند داشت و اين عين ارتزاق و بهره‌مندى از نعمت است . ( 171 )
( يَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ وَ أَنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَ )
: ( و آنها را به نعمت و فضل خدا بشارت مىدهند و به اينكه خداوند اجر مؤمنان را ضايع نمىگرداند ) ، استبشار در اينجا اعم از بشارت براى مؤمنان و خودشان است و نكره آوردن نعمت و فضل براى آنست كه ذهن شنونده دربارهء فضل و نعمت تا حد نهايت آن سير كند و افادهء عموم را مىنمايد و اجر تنها در مورد استحقاق مىباشد و مؤمنين مستحق فضل هم هستند ، پس خدا اجر آنها را از بين نمىبرد . ( 172 )
( الَّذِينَ اسْتَجابُوا لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ مِنْ بَعْدِ ما أَصابَهُمُ الْقَرْحُ )
: ( آنان كه دعوت خدا و رسول را بعد از آنكه به آنها رنج و صدمه رسيد اجابت كردند . . . ) ، شايد خدا و رسول را جداگانه ذكر نمود ، چون بعضى از مسلمانان بوسيلهء فرار از جنگ احد با فرمان خدا مبنى بر امر به جهاد مخالفت كردند و از طرف ديگر عدّه‌اى ديگر با ترك مواضع مهمّ از امر پيامبر كه آنها را امر به استقرار در آنجا نموده بود مخالفت كردند ، امّا مؤمنان حقيقى دعوت خدا و رسول را پاسخ دادند و اجابت كردند . منظور از ( قرح ) جراحات و كشته شدن است و آنان بعد از دعوت رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم او را اجابت كردند و دوباره به مشركان حمله نمودند ، بعد از آنكه ابو سفيان خواست تا