تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
مقابل قلوب قرار گرفته باشد ، چون بين افواه و قلوب مقابله هست ، و خداوند به آنچه پنهان مىكنند و آنچه بر خلاف آن اظهار مىكنند داناتر است . ( 168 )
( الَّذِينَ قالُوا لِإِخْوانِهِمْ وَ قَعَدُوا لَوْ أَطاعُونا ما قُتِلُوا )
: ( آن كسانى كه خود به جنگ نرفتند و به برادرانشان گفتند : اگر از ما اطاعت كرده بودند و به جنگ نمىرفتند ، كشته نمىشدند ) ، منظور از ( اخوان ) برادران نسبى آنهاست كه همان كشته شدگان باشند و اگر خصوص برادران را ذكر كرد براى اين بود كه با افزودن اين جمله با جملهء ( قعدوا ) سرزنش و توبيخ بر آنها شديدتر باشد و بفهماند كه آنان از يارى برادران خود كوتاهى كردند و در خانه‌ها نشستند تا در نتيجه برادرانشان در ميدان جنگ به آن وضع فجيع كشته شوند ،
( قُلْ فَادْرَؤُا عَنْ أَنْفُسِكُمُ الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ )
: ( اى پيامبر به آنان بگو اگر راست مىگوييد ، مرگ را از خودتان برانيد و آن را دفع كنيد ) ، يعنى شما كه چارهء قتل ديگران را مىانديشيد ، اگر مىتوانيد مرگ را از خودتان دفع كنيد . ( 169 )
( وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ )
: ( و هرگز كسانى را كه در راه خدا كشته شدند مرده مپندار ، بلكه آنان زنده‌اند و در نزد پروردگارشان روزى مىخورند و متنعّم هستند ) ، خطاب يا به پيامبر مىباشد يا نتيجهء خطاب با مردم است ، به هر صورت ( موت ) بطلان شعور و فعل است ، يعنى كسى كه بميرد نه دركى دارد و نه عملى و لذا در توضيح كلمه ( احياء ) نمونه‌اى از فعل ( روزى خوردن ) و نمونه‌اى از شعور و درك ( فرحين ) را مىآورد . ( 170 )
( فَرِحِينَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ )
: ( آنان بواسطه آنچه خدا از فضل و رحمتش نصيب آنان گردانيده شادمانند و به آن مؤمنانى كه هنوز به آنان نپيوسته‌اند بشارت