تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
هرگز نميرد و هر كس چنين پندارى داشته باشد همانا براى خدا شريك گرفته است ، چون هيچ يك از اسباب و مخلوقات استقلالى از خود ندارند ، ولى خداوند عالم را بر اساس نظام علت و معلول قرار داده است و هر ملّتى قويتر باشد وقوع آن ارجح است ، خواه به حق باشد يا به ناحق ، خير باشد يا شرّ ، مؤمن باشد يا كافر ، پيامبر باشد يا ابو سفيان ، بله تنها در صورتى كه ظهور و غلبهء حق موقوف شود به اينكه نظام عادى خلقت خرق و نقض شود ، در اين صورت خداى سبحان از مجراى ما فوق طبيعى جريان امور را به نفع دين خود تغيير مىدهد ،
( يُخْفُونَ فِي أَنْفُسِهِمْ ما لا يُبْدُونَ لَكَ يَقُولُونَ لَوْ كانَ لَنا مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ ما قُتِلْنا هاهُنا )
: ( منافقان خيالات نفسانى خود را با تو اظهار نمىدارند ، با خود مىگويند ، اگر كار ما به حق و بر اساس وحى خدا بود ، شكست نمىخورديم و گروهى در اينجا كشته نمىشديم ) ، اين گفتارشان تشكيكى بود به صورت استفهام و وسوسه‌هاى نفسانىشان ، آنها را به اعتراض و احتجاج فرا مىخواند ،
( قُلْ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلى مَضاجِعِهِمْ )
: ( اى پيامبر بگو : اگر در خانه‌هاى خود هم بوديد باز آنهايى كه كشته شدن در قضاى سرنوشت آنان نوشته شده بود از خانه‌هايشان بسوى قتلگاهشان بيرون مىآمدند ) ، پس كشته شدن عدّه‌اى از شما دليل اين نيست كه شما بر حق نيستيد ، بلكه بخاطر قضا و قدر الهى است كه بر كشته شدن گروهى از شما در اين مكان خاصّ جارى شده است ، لذا هيچ گريزى از اجل مسمّى نيست و به فرض كه شما بيرون نمىآمديد باز آنهايى كه سرنوشت آنها به قتل بود ، در همين نقطه كشته مىشدند ،
( وَ لِيَبْتَلِيَ اللَّهُ ما فِي صُدُورِكُمْ وَ لِيُمَحِّصَ ما فِي قُلُوبِكُمْ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ )
: ( تا خدا آنچه در سينه‌هاتان پنهان مىداريد ، بيازمايد و هر چه در دل داريد ، پاك و خالص گرداند و خدا از راز سينه‌ها آگاه است ) ، تا حقيقت درونى آنها آشكار شود و اين سنّت جارى و واقعى خداست كه هر گروهى بايد به محل مقرّر شده خويش و درجات معين خود برسند و سعادت و شقاوت هر طرف آشكار شود و خداوند به درون قلبها و ايمانى كه در آنها مستقر است آگاهى دارد .