تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
شكست ، آزمايش نمايد ، تا مؤمن از منافق مجزا شود و مؤمن با ثبات بر تصميم از شخص متقلب كم استقامت تميز داده شود ، با اين همه خدا شما را بخشيد و عفو او از ضعف و نزاع شما ، فضلى از ناحيهء خدا براى مؤمنان بود . ( 153 )
( إِذْ تُصْعِدُونَ وَ لا تَلْوُونَ عَلى أَحَدٍ وَ الرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ فِي أُخْراكُمْ )
: ( هنگامى كه روى به هزيمت و شكست گذاشته و توجّه به احدى نداشتيد ، در حالى كه پيامبر شما را به يارى يكديگر دعوت كرد ) ، ( اصعاد ) به معناى رفتن به طرف كرانه افق و دور شدن از نظر است به خلاف ( صعود ) كه به معناى بالا رفتن از كوه يا مانند آن مىباشد و مىفرمايد : از شدت ترس و خوف آنچنان فرار مىكرديد كه هيچ توجهى به هيچ كس نداشتيد ، حتى از گرد پيامبر متفرّق شديد ، در حالى كه او شما را دعوت مىنمود كه يكديگر را يارى كنيد و نگريزيد ، ولى آنان رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم را در بين مشركين رها كرده از ترس كشته شدن راه بيابان را در پيش گرفته بودند ،
( فَأَثابَكُمْ غَمًّا بِغَمٍّ لِكَيْلا تَحْزَنُوا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا ما أَصابَكُمْ وَ اللَّهُ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ )
: ( پس به پاداش اين بىثباتى ، غمى بر غم شما افزود ، تا از اين پس براى از دست رفتن و يا به دست آوردن چيزى اندوهناك نشويد و خدا به هر چه كنيد آگاه خواهد بود ) ، پس از غم از دست دادن غنائم و از دست دادن كشتگان خداوند غمى ديگر به شما داد و آن اندوه و حسرت از اين بود كه چرا به مال دنيا طمع بستيم و رسول را يارى نكرديم ؟ اين اندوه را به شما داد تا از آن اندوه اوّلى منصرف شويد و غصّه از دست دادن غنائم و پيروزى را نخوريد و اين غم دوّمى نعمتى از ناحيهء خدا بود ، چون ( اثابكم ) به معناى ( پاداشتان داد ) مىباشد و نهايتا خدا به ضماير و خفايا و حقيقت اعمال و انگيزه‌هاى نفسانى شما آگاه است . ( 154 )
( ثُمَّ أَنْزَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُعاساً يَغْشى طائِفَةً مِنْكُمْ )
: ( پس از آن غم و انديشه خداوند شما را ايمنى بخشيد كه خواب آسايش گروهى از شما را فرا