تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
عبوديّت باقى نمىماند و ابدا ذكر و ياد خدا با چنين حالتى نفعى به حال انسان ندارد و عبارت ( و هم يعلمون ) قرينه است بر اينكه كلمه ظلم شامل گناهان صغيره نيز مىشود . ( 136 )
( أُولئِكَ جَزاؤُهُمْ مَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها وَ نِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِينَ )
: ( آنهايند كه پاداش عملشان آمرزشى از ناحيه پروردگارشان و باغهايى است كه از زير درختان آنها نهرها جارى است و در آن باغها جاودانه خواهند بود و چه نيكوست پاداش نيكوكاران ) ، اين بيان اجر جزيل نيكوكاران و متّقين است و آنها محققا به آمرزشى رسيده‌اند كه نقائص آنها را پوشانده و پاداش براى كسى است كه عمل كرده باشد و بهترين پاداش آنست كه خدا وعده فرموده است و از مجموع اين چند آيه استفاده مىشود كه امر به پيشى گرفتن و مسارعت در چند عمل است ( 1 - انفاق ، ( 2 - كظم غيظ ، ( 3 - عفو از خطاى مردم ، ( 4 - استغفار و ياد خدا . ( 137 )
( قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ سُنَنٌ فَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُروا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ )
: ( به تحقيق پيش از شما مللى بودند و رفتند ، لذا در اطراف زمين گردش كنيد و ببينيد كه نهايت كار كسانى كه وعده‌هاى خدا را تكذيب كردند چگونه بود ) ( سنن ) جمع سنّت است كه به معناى روشى است كه بايد در جامعه پيموده شود و امر به سير در زمين براى عبرت گرفتن از آثار گذشتگان است ، يعنى ببينيد سرانجام پادشاهان و فراعنه طغيان‌گر را كه چگونه قصرهاى رفيع و ذخيره‌هاى موزه سلطنتيشان و تخت‌هاى مزيّن به جواهرشان و لشكر و هوادارانشان سودى به آنان نبخشيد و خدا همه را نابود كرد و جز سرگذشتى كه مايه عبرت است ، چيزى از آنها باقى نماند ، ليكن مجد و عظمت دنيوى آنها و حفظ آثار و مجسمه آنها در واقع نوعى بت پرستى است كه قرآن اعتنايى به اين مسائل ندارد .
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 297 | فاطمه مشايخ / كمال مصطفى شاكر