خالص كردن چيزى از آميختگى و ناخالصيهائى كه از خارج داخل آن چيز شده و ( محق ) به معناى نابود كردن تدريجى يك چيز است ، يعنى خداوند به وسيله اين اختلاف نيك و بد روزگار اهل ايمان را از شوائب و ناخالصيها پاك مىگرداند و كافران را بتدريج محو و نابود مىسازد و اين امر به جهت مصالحى است كه در مداولهء ايّام بين مردم وجود دارد ، پس خداى سبحان اجزاى كفر و نفاق و فسق را كم كم از مؤمن جدا مىسازد تا ايمانش خالص براى خدا شود و از طرف ديگر جز كفر و فسق چيزى براى كافرين باقى نمىماند و خلاصهء مطلب آنكه ( 1 - ايّام نيك و بد در بين مردم تقسيم شده است ، ( 2 - غرض از اين تقسيم امتحان و جدا سازى مؤمن از كافر ، ( 3 - و خالص كردن مؤمنين و نابود كردن تدريجى كفر و كافران است .
( 142 )
( أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جاهَدُوا مِنْكُمْ وَ يَعْلَمَ الصَّابِرِينَ )
: ( آيا گمان كرديد كه به بهشت وارد مىشويد ، بدون آنكه خدا امتحان كند و آنان كه جهاد در راه دين كرده و آنها كه در سختيها مقاومت و صبر مىكنند ، مقامشان را بر عالمى معلوم گرداند ؟ ) يعنى شما گمان كردهايد كه دولت براى شما واجب شده است و هرگز مبتلا به مصائب نمىشويد ، بلكه يكسره وارد بهشت مىشويد ؟ بدون آنكه مستحق بهشت از غير مستحق مشخّص گردد ؟ و بى آنكه كسى كه داراى درجهء رفيع مىباشد از آنكه در درجهء پايينتر است شناخته گردد ؟ و بى آنكه شخص پايدار و صابر از غير آن تميز داده شود ؟ و بين علم قبل از ايجاد و علم فعلى كه همان فعل ثابت خداست تفاوت وجود دارد و در اينجا منظور از علم ، علم قبل از ايجاد نيست ، بلكه همان علم فعلى است كه عين وجود مخلوقات در عالم است .
( 143 )
( وَ لَقَدْ كُنْتُمْ تَمَنَّوْنَ الْمَوْتَ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَلْقَوْهُ فَقَدْ رَأَيْتُمُوهُ وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ )
: ( شما كسانى هستيد كه پيش از آنكه دستور جهاد بيايد با كمال شوق آرزوى