تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
بشارت و آرامش قلبى را براى شما مىآفرينند ، نه آنكه فتح و پيروزى شما مستند به يارى آنها باشد و اين يارى آنها شما را از خدا بىنياز كند ، امّا حقيقت يارى و نصر از جانب خداى سبحان است كه عزيز است و هرگز مغلوب نمىشود و حكيم است ، يعنى هيچگاه دچار جهل نمىگردد و قضا و قدرش به تناسب حكمتش جريان دارد . ( 127 )
( لِيَقْطَعَ طَرَفاً مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْ يَكْبِتَهُمْ فَيَنْقَلِبُوا خائِبِينَ )
: ( تا گروهى از كافران را هلاك گرداند يا ذليل و خوار كند كه از مقصود خود نااميد باز گردند ) ، ( قطع طرف ) كنايه از كاستن عدّه و تضعيف نيروى كفّار به كشتن و اسير گرفتن و گرفتن سرزمين و غلبهء بر آنان به جبر و به غنيمت گرفتن اموال ايشان و شكست دادن كفار است ، همچنانكه در جنگ بدر واقع شد ، و ( كبت ) به معناى خوار كردن و به خشم آوردن است ، و در جنگ بدر 70 نفر از كفّار كشته و 70 نفر اسير شدند و ابو سفيان گفت : به زنان اجازه گريه ندهيد تا كينهء آنها عليه مسلمين از بين نرود و چون در جنگ احد غالب شدند اجازهء گريه به آنها داد . ( 128 )
( لَيْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ أَوْ يُعَذِّبَهُمْ فَإِنَّهُمْ ظالِمُونَ )
: ( اى پيامبر به دست تو كارى نيست ، اگر بخواهد به لطف خود از آن كفّار درگذرد و اگر بخواهد به جرم آنكه مردمى ستمگرند آنها را عذاب كند ) ، يعنى زمام مسأله قطع و كبت بدست خداست و رسول خدا در آن دخالتى ندارد تا وقتى به دشمن غلبه يافتند پيامبر را مدح كنند و عمل و تدبير او را بستايند ، و بر عكس اگر مثل روز احد از دشمن شكست خوردند آن حضرت را ملامت و يا توبيخ كنند و جملهء ( او يتوب . . . ) عطف به فعل ( ليقطع طرفا ) است ، يعنى اين عمل براى آن بود كه يا آنها را موفق به توبه نمايد يا آنها را عذاب كند ، چون خدا مالك همه چيز است ، پس هر كس را بخواهد مىآمرزد يا عذاب مىكند و سبب عذاب آنها هم ستمگر بودن ايشان است ، لذا مستحق عذاب الهى هستند .