تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
بود و بايد اهل ايمان به خدا توكّل كنند ) ( همّت ) تصميم و عزمى است كه در دل براى كارى جزم كرده باشند و كلمه ( فشل ) ضعف توأم با ترس است ، بعضى مفسرين مىگويند : در اينجا ضعف و ترس در آنها خطور نمود ، امّا سياق ، مدح است ، يعنى خداوند چون آنها را يارى نمود ، ضعف و سستى در آنها مستقرّ نشد و اين دو طائفه بنو حارثه و بنو سلمه بودند ، لكن ضعف در مؤمنان راه ندارد و خداوند با اين خطاب مؤمنان را موعظه مىنمايد و ملامت مىكند و سياق مدح نيست ، بلكه ملامت است ، چون مؤمن سزاوار نيست كه سستى نمايد ، در حالى كه مىداند خدا ولىّ اوست و هر كس به خدا توكّل كند ، خدا او را كفايت مىكند و امر او را به انجام مىرساند و او را پست و خوار نمىكند .
( وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ، إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ ، قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً )
« 1 » ، ( هر كس به خدا توكل كند خدا او را كفايت مىكند ، بدرستى خدا امر خود را به انجام مىرساند و به تحقيق خداوند براى هر چيز ، مقدارى قرار داده است ) . ( 123 )
( وَ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ )
: ( و حقيقتا خدا شما را در جنگ بدر يارى كرد و بر دشمن غلبه داد ، با آنكه شما از هر جهت در برابر دشمن ضعيف بوديد ، پس خدا ترس و با تقوى شويد تا شايد شكر نعمتهاى او را به جاى آوريد ) ، آيه شريفه در مقام تكميل عتاب قبلى است ، يعنى سزاوار نبود كه از شما مؤمنين آثار سستى و ضعف مشاهده شود ، با اينكه خدا ولىّ شماست ، و يا اينكه خدا شما را كه در بدر و ذليل بوديد ، يارى فرمود ، با آنكه مشركين در بدر صاحب شوكت و قوّت بودند و شكر دائر مدار تقواست و تقوى سبب شكر مىباشد .
هامش
( 1 ) - سوره طلاق ، آيه 3 .