انحراف غوطه مىخورند ، پس بواسطه گمراهى ، شعور خود را از دست دادهاند و درك صحيح ندارند .
( 13 )
( وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ آمِنُوا كَما آمَنَ النَّاسُ )
: ( و هنگامى كه به آنها گفته شود كه مانند ساير مردم ايمان بياوريد ) ، منافقان از تسليم در برابر پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم استنكاف مىورزند و هنگامى كه به آنها گفته مىشود كه مثل ساير مردم ايمان بياوريد ،
( قالُوا أَ نُؤْمِنُ كَما آمَنَ السُّفَهاءُ )
: ( مىگويند آيا مانند سفيهان ايمان بياوريم ) و مؤمنان را ضعيف الرأى و نادان مىشمارند و آنها را كسانى مىدانند كه تعلّق به طبقات بالاى اجتماع ندارند ،
( أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ )
: ( بدانيد كه اينها خودشان نادانند ) ، پس منافقان به واسطه ردّ كردن ايمان پستترين مردم هستند ، چون آن كسانى كه منافقان آنها را به سفاهت وصف مىكنند ، به ايمان نايل شدهاند ، در حالى كه اينها ( يعنى منافقان ) دعوت رسول را ردّ كردهاند فقط بخاطر داعيهء نفسانى خودشان كه نمىخواهند با كسانى كه از طبقات عالى جامعه نيستند ( فقرا و بندگان مؤمن ) مشاركت داشته باشند ، پس در واقع اينها سفيه و نادانند ،
( وَ لكِنْ لا يَعْلَمُونَ )
: ( و ليكن اين را نمىدانند ) ، امّا بخاطر انحطاط و پستى آراءشان اين را نمىدانند .
( 14 )
( وَ إِذا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا )
: ( هنگامى كه مؤمنان را بينند ، مىگويند : ايمان آورديم ) ، هنگامى كه مؤمنان را مىبينند تظاهر به ايمان مىكنند و خود را در جامعه اسلامى جا مىزنند ،
( وَ إِذا خَلَوْا إِلى شَياطِينِهِمْ )
: ( و هنگامى كه با شياطين خود خلوت مىكنند ) ، و هنگامى كه با يهود مواجه مىشوند ( كه از آنها روشهاى نفوذ در صفوف مسلمين را مىآموزند و يهود را ياور و پشتيبان خود مىيابند ) ،
( قالُوا إِنَّا مَعَكُمْ )
: ( مىگويند ما با شما هستيم ) و هرگز از شما جدا نمىشويم و به جماعت مسلمانان نمىپيونديم ،
( إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ )
: ( همانا ما مسخره كنندگان هستيم ) ، براستى كه ما مسلمانان را به مسخره گرفتهايم و استهزاء مىكنيم .