تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
( 15 )
( اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ )
: ( خداوند آنها را مسخره مىكند ) ، خداوند بخاطر نفاقشان آنها را استهزاء مىكند ،
( وَ يَمُدُّهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ )
: ( و به طغيان آنها مىافزايد ) ، و آنها را در طغيان و سركشى و نفاقشان وا مىگذارد و بر طغيان آنها مىافزايد ، بخاطر دورويى خودشان ،
( يَعْمَهُونَ )
: يعنى در سركشى سرگردان هستند و راه خطا و اشتباه را بدون هدايت مىپيمايند . ( 16 )
( أُولئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى )
: ( اينها كسانى هستند كه گمراهى را با هدايت خريده‌اند ) ، آنها هدايت را در كنار خود داشتند و همراه آنها بود ، امّا هدايت را فرو گذاشتند و ضلالت را انتخاب كردند ، يعنى ضلالت را به بهاى ايمان خريدند و همانا ، هدايت را با ضلالت معامله كرده‌اند ،
( فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ )
: ( پس معاملهء آنان سودى نداشت ) ، يعنى معامله ايشان معامله خسارت بارى است و نفعى ندارد ، چون هدايت را داده‌اند و ضلالت را خريده‌اند ،
( وَ ما كانُوا مُهْتَدِينَ )
: ( و ايشان هدايت شده نيستند ) چون با تلاش بسيار به سوى ضلالت و گمراهى مىتازند و از همه جوارح و اعضاء خود در اين طريق مدد مىجويند . ( 17 )
( مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ ناراً )
: ( مثل آنها مانند كسى است كه آتشى مىافروزد ) ، خداوند آنها را تشبيه مىكند به كسى كه در تاريكى واقع شده و اراده مىكند براى آنكه راه خود را تشخيص دهد ، آتش بيافروزد ،
( فَلَمَّا أَضاءَتْ ما حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ )
: ( پس زمانى كه روشن شد اطرافش ، خداوند نور آنها را از بين مىبرد ) و در تاريكى خود باقى مىمانند ، بين دو ظلمت ، ظلمتى كه از ابتدا در آن بودند ، و ظلمت حيرت و سرگردانى از بين رفتن آتش و اسباب ظاهرى ، منافق در هنگام مرگ بين اين دو ظلمت و تاريكى واقع مىشود ، يا آنكه آنها آتش افروختند پس زمانى كه نور آن بر آنها تابيد از آن بهره‌اى نبردند و در طلب آن بودند ، در همين زمان خدا نورى را كه طلب كردند و سپس آن را ترك نمودند ، از بين مىبرد ،
( وَ تَرَكَهُمْ فِي ظُلُماتٍ لا يُبْصِرُونَ )
: ( و آنها را در تاريكى كه هيچ چيز نمىبينند رها مىكند ) ، و خدا به مجازات دورى جستن