5 - كفر برائت ( كفرنابكم ) يعنى بيزار شديم از شما ، و كسانى كه كافر شدند انذار و بيم دادن يا ندادن براى آنها مساوى است و تفاوتى نمىكند و اين حال كسانى است كه كفر در دلشان ثابت و ريشه دار شده و چه بسا مصداق آيه ، سردمداران مشركين از قريش باشند .
( 7 )
( خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سَمْعِهِمْ وَ عَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ )
: ( خداوند بر دلهاى آنها مهر زده است و بر گوشها و چشمهاى آنان پردهاى است ) ، خداوند مهر زدن به قلب را به خودش نسبت داده است و پرده و غشاوة بر چشم و گوش را به خود آنها نسبت داده است .
پس يك بار كفر از ناحيه خود آنهاست كه حجابى دارند كه حق را نمىبينند و يك بار خداوند براى مجازاتشان بر دلهاى آنها مهر زده ، بخاطر كفر و گناهكارى و فسق آنان .
لذا اعمال كفار بين دو حجاب قرار دارد ، يكى از ناحيهء خودشان و ديگرى از ناحيه پروردگارشان و ديگر آنكه كفر هم مانند ايمان داراى مراتب شدت و ضعف است كه هر يك آثار متفاوتى دارد ،
( وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ : )
( و براى آنان عذابى بزرگ است ) ، به سبب اعمالشان و به سبب اينكه فيض الهى را ردّ كرده و انكار نمودهاند براى آنها عذاب بزرگى مىباشد .
( 8 )
( وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ )
: ( از مردمند كسانى كه مىگويند ما به خدا و روز قيامت ايمان آوردهايم ، در حالى كه ايشان مؤمن نيستند ) ، بيان حالت منافقان است كه در جامعه اسلامى از مزاياى مسلمين ( بواسطه اقرار به شهادتين ) بهرهمند هستند ، ولى در باطن كفر مىورزند و به همين سبب به زودى جريمهء اين بهرهمندى به ناحقّ را ، در آتش دوزخ ، چند برابر خواهند پرداخت و مجازات خواهند شد .
( 9 )
( يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ ما يَخْدَعُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَ ما يَشْعُرُونَ )
: ( آنها با خدا و مؤمنان خدعه و نيرنگ مىزنند ، در حالى كه جز خودشان را نمىفريبند و آنها