تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
كلمهء ( كن ) وجودى موجوديّت يافت ، پس قول خداوند عين فعل و ايجاد است . ( 60 )
( الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلا تَكُنْ مِنَ الْمُمْتَرِينَ )
: ( تمام حقّ از ناحيهء پروردگار توست ، پس زنهار از ترديد كنندگان نباش ) تأكيد بر مضمون آيه سابق و براى آرامش خاطر رسول گرامى رحمت صلّى اللّه عليه و إله و سلم است و اين از بديع‌ترين آيات قرآنى است كه حقّ را مقيد به ( من ) كرده است كه بر ( ابتداء ) دلالت مىكند و اگر مثلا مىفرمود ، ( الحقّ مع ربك ) در آن شائبه شرك و عجز وجود داشت كه گويا خدا و حق دو موجود باهمند و يا حق ، خدا را ياورى مىكند ، امّا آنچه از ( من ) فهميده مىشود آنست كه در عالم آنچه حق و حقيقت است و تمام قضاياى ضرورى و بديهى را انسان از واقعيّت هستى اخذ كرده و واقعيّت خارج به تمامى وجود و وجود هم كلا از ناحيهء خداى تعالى است ، همچنانكه خير هم همه‌اش از ناحيهء خداى تعالى است و غير خدا هر عملى بكند وقتى بازخواست نمىشود كه عملش حقّ باشد ، امّا فعل خدا چون از مقولهء وجود است قهرا صورت علميّه‌اش جز حق نمىتواند باشد .

[ آيهء ( 63 - 61 ) در باب مباهله ]

( 61 )
( فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ )
: ( پس هر كس با تو دربارهء بندگى و رسالت عيسى عليه السّلام مجادله كرد ، بعد از علمى كه دربارهء اين مطلب يافتى . . . ) ( فاء ) تفريع در سر آيه دالّ بر دعوت به مباهله است و فرع بر تعليم الهى بوده كه داستان عيسى را به پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم تعليم نمود و در آيات قبل برهانى عقلى و ساطع را بيان فرمود تا اگر شخص محاجّه كننده وحيانى بودن آن را نمىپذيرد ، به جهت برهان عقلى محكم تسليم و مجاب شود ،
( فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ )
: ( به ايشان بگو ، بياييد ما فرزندان خود و شما فرزندان خود را ، ما زنان خود و شما زنان خود را ، ما نفس خود و شما نفس خود را بخوانيم ) منظور از فرزندان پيامبر ، حسن و حسين عليه السّلام و منظور از زنان ، حضرت فاطمه زهرا ( س ) و منظور از نفس آن