كلمه پشت به پشت يكديگر بدهيم و در نشر آن و عمل به موجبات آن بكوشيم و ( سواء ) يعنى تساوى الطرفين يعنى كلمهاى كه تمسّك و عمل به آن و موجبات آن بين ما و شما مساوى است و منظور از اين كلمهء سواء ( توحيد ) است و لازمهء آن طرد كردن شركاء و عدم اتخاذ الههها و اربابانى از غير خداست ،
( أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً )
: ( اينكه جز خدا را نپرستيم و چيزى را شريك او نگيريم ) ، در اين كلام نفى عبادت غير خدا و نفى شريك در عبادت شده است ، يعنى توحيد در عبادت و اينكه نبايد اعتقاد به پسر بودن مسيح يا الوهيّت او يا سه خدايى ( پدر ، پسر ، روح القدس ) داشت ، پس عبادت براى خدا صحيح نمىشود تا زمانى كه اصل اعتقاد خالص شود و باطن انسان از عقايد و نظرات زاييدهء شرك مجرّد گردد ، چون عبادت بدون اين اخلاص عقيده ، در واقع عبادت الههاى است كه داراى شريك است ، امّا خدايى كه منشاء همهء كمالات در اشياء است و خود او داراى همهء كمالات مىباشد لازمهاش آنست كه يگانه و بىنياز باشد و دين او دين فطرى است كه فساد را نفى مىكند و مظالم و خود كامگىهاى بدون حق را كه ويرانگر اساس سعادت و مخرّب بنيان حق و حقيقت است ، ساقط مىنمايد .
و اين امر محقّق نمىشود جز با قطع ريشههاى اختلاف و ستم ، يعنى :
( 1 - به بندگى كشيدن ضعفاء توسط اقوياء .
( 2 - و بندگى نمودن ضعفاء براى اغنياء .
( 3 - ستم به ناحق .
پس هيچ خدايى جز اللّه نيست و هيچ ربّى جز او نمىباشد و هيچ حكمى جز براى خدا نخواهد بود و محقّق شدن توحيد هم به آنست كه :
( 1 - همه افراد بشر تسليم خدا شوند .
( 2 - عدالت گسترش يابد و تساوى در حقوق حيات ايجاد گردد .
( 3 - آزادگى در ارادهء صالح و عمل صالح داشته باشند .