( 48 )
( وَ يُعَلِّمُهُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَ )
: ( و به او كتاب و حكمت و تورات و انجيل تعليم مىدهد ) منظور از ( كتاب ) آن وحيى است كه براى رفع اختلاف مردم نازل شد و منظور از ( حكمت ) آن معرفتى است كه براى اعتقاد و عمل آدمى مفيد باشد و الف و لام در سر آنها الف و لام جنس است و منظور از ( تورات ) آن الواحى است كه بر موسى عليه السّلام نازل شد و امّا آن اسفارى كه در نزد يهود موجود است خود آنها هم اعتراف دارند كه سند آنها در فاصله بين بخت النصر ( ملك بابل ) و كورش ( ملك فارس ) قطع شده است و لذا سند آن به موسى عليه السّلام منتهى نمىشود ، الّا اينكه قرآن كريم تمامى مطالب تورات موجود در عصر رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم را ردّ ننموده و آن را بطور كلى مخالف تورات اصلى ندانسته است ، هر چند كه به دلالت خود قرآن كريم ، آن تورات هم از تحريف به دور نمانده و بازيچه دست تحريف كنندگان شده است و ( انجيل ) به معناى بشارت مىباشد و آن كتابى است كه بوسيلهء وحى بر عيسى عليه السّلام نازل شده ، امّا انجيلهاى متى و مرقس و لوقا و يوحنّا و برنا با كتابهايى هستند كه بعد از جناب عيسى عليه السّلام تأليف نمودهاند .
( 49 )
( وَ رَسُولًا إِلى بَنِي إِسْرائِيلَ )
: ( در حالى كه فرستادهايست به سوى بنى اسرائيل ) و نبوّت منصب و مقام برانگيخته شدن است براى اينكه احكام دين را براى مردم بيان كند و تبليغ نمايد ، امّا رسالت عبارت است از مبعوث شدن براى حكم و قضاوت بين مردم كه دنبالهء آن با بقاء و سعادت است و يا هلاكت ، پس استبعادى ندارد كه رسالت پيامبرى مخصوص قومى خاصّ بوده ولى بعثت و نبوتش به سوى تمامى بشر باشد ، همچنانكه در موسى و عيسى عليهما السلام بود ،
( أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ اللَّهِ )
: ( و اينكه به تحقيق به سوى شما آمدم با معجزهاى از ناحيهء پروردگارتان ، و آن اين است كه از گل برايتان چيزى به شكل مرغ مىسازم و آنگاه در آن مىدمم ، پس بلا درنگ به اذن خدا مرغى