قرعهكشى بعد از دوران جوانى مريم و عاجز شدن زكريّا از سرپرستى وى بوده است ،
( وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يَخْتَصِمُونَ )
: ( و آن زمان كه گفتگو مىكردند ، تو در نزد آنان حاضر نبودى ) و جنجال و مخاصمه آنها هم دربارهء مقام سرپرستى مريم بوده است .
( 45 )
( إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ يا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنْهُ )
: ( زمانى كه فرشتگان گفتند : اى مريم خداى تعالى بشارتت مىدهد به كلمهاى از خودش ) كلمه در اصطلاح قرآن كريم عبارت است از هر چيزى كه ارادهء خدا را ظاهر كند ، حال چه كلمهء خدا ، امر تكوينى او باشد و با آن امر چيزى را از كتم عدم به عالم هستى بياورد ، مانند : كلمهء كن وجودى ، ( كن فيكون ) و يا كلمهء وحى و الهام باشد كه براى شخص پيامبر و يا محدّث ارادهء او را ظاهر كند ، در اينجا مراد از كلمه خود عيسى عليه السّلام است ، چون عيسى كلمه ايجاد و مصداق كلمهء ( كن ) مىباشد ، زيرا ولادت او از مجراى عادى نبوده است ، بلكه مستند به صرف كلمهء تكوين بوده ، بدون آنكه اسباب عاديّه در آن دخالت داشته باشد ،
( اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ )
: ( كه نامش مسيح عيسى پسر مريم است ) ( مسيح ) يعنى ممسوح به يمن و بركت يا ممسوح به تطهير از گناهان و يا آنكه بعد از ولادت با روغن زيتون متبرّك ممسوح شده است يا به معناى پادشاه و ملك است كه كاهنان او را با روغن مقدس مسح مىكردهاند تا سلطنتش مبارك شود ، پس مسيح به معناى پادشاه يا مبارك نيز هست ، امّا كلمهء عيسى در اصل ( شيوع ) بوده كه به معناى مخلص و منجى يا كسى كه به عيش و سرور زندگى مىكند مىباشد و اين نام با نام يحيى عليه السّلام ، ( كسى كه زنده مىماند ) مناسبت دارد و بين اين دو پيامبر شباهت تامّ برقرار است ( غير از اينكه ولادت عيسى بدون پدر است ) و عيسى را پسر مريم خوانده است ، چون او پدر ندارد ،
( وَجِيهاً فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ )
: ( كه در دنيا و آخرت آبرومند و از مقرّبان و نزديكان قرب الهى است ) وجاهت به معناى مقبول بودن است در دنيا و آخرت و علّت تقرّب او آنست كه در مسير پيمودن راه برگشت به خدا كه وظيفه همهء انسانهاست ، او از