سايرين سبقت گرفته و اين مقام لازم نيست اكتسابى باشد و بوسيلهء عمل و مجاهدت بدست آيد ، چون در مورد ملائكه ، آنها به موهبت الهى مقرّب هستند .
( 46 )
( وَ يُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَ كَهْلًا وَ مِنَ الصَّالِحِينَ )
: ( و با مردم در گهواره و پيرى سخن مىگويد و از صالحان است ) كهولت بين جوانى و پيرى و دورانى است كه انسان به تماميّت و قوّت مىرسد و اين بشارتى است به مريم كه نوزاد او آنقدر زندگى مىكند كه به سنّ كهولت مىرسد ( على رغم اينكه در انجيلها آمده است كه عيسى عليه السّلام بيش از 33 سال در روى زمين زندگى نكرد ) و از طرف ديگر اشاره به معجزه عيسى عليه السّلام مىباشد كه در گهواره لب به سخن گشود .
( 47 )
( قالَتْ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي وَلَدٌ وَ لَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ )
: ( مريم گفت : پروردگارا از كجا براى من فرزندى خواهد شد ، با اينكه هيچ بشرى مرا لمس نكرده است ) در اين آيه با اينكه طرف صحبت مريم ، روح بود با او سخن نگفت ، بلكه خطاب را متوجّه پروردگارش كرد ، چون مىدانسته آن كسى كه با او سخن مىگويد ، در واقع خود خداى متعال است ، هر چند خطابى كه مىشنيده از جانب روح ممثل يا ملائكه بوده و شايد هم از باب استغاثه پروردگار را خطاب نموده باشد و اين سخن او بدان جهت بود كه لازمهء فرزند دار شدن شوهر كردن است ، در حالى كه او مىگويد : پروردگارا هيچ بشرى مرا مسّ نكرده است ، پس چگونه فرزند دار شوم ؟
( قالَ كَذلِكِ اللَّهُ يَخْلُقُ ما يَشاءُ إِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ )
: ( فرشته گفت : اينچنين خدا هر چه بخواهد خلق مىكند ، او وقتى قضاى امرى را براند ، همانا فرمان مىدهد كه ( باش ) پس آن امر موجود مىشود ) پس قدرت او هيچ حدّ و مرزى ندارد و دشوارى يا آسانى امر زمانى مطرح است كه امر وابسته به اسباب و علل ظاهرى باشد ، در حالى كه خداوند به كلمه ( كن ) مىتواند به هر چيز هستى ببخشد و او را موجود كند .