( 2 )
( ذلِكَ الْكِتابُ )
: مقصود از آن كتاب قرآن است ، كتابى كه شامل تمام معارف موجود احكام الهى ، ادلّهء عقلى و مواعظ اخلاقى براى هدايت مردم به راه سعادت ايشان به سوى نظام الهى است كه تمام شئون انسانى را ارتقاء مىدهد .
( لا رَيْبَ فِيهِ )
: يعنى هرگز باطل در آن راه ندارد
( لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ )
« 1 » ، و علوم آن برهانى و عقلى است و هرگز بر آن تغيير و تحريف عارض نمىشود و مقدمات علوم آن همگى از يقينيات مىباشد كه هيچ توهّم و شائبهاى در آنها نيست ، ( هدى لّلمتّقين ) : تقوى صفتى است كه جامع همهء مراتب ايمان است و تقوى ملتزم بودن است به حدود اوامر و نواهى شرعى ، و صفات متّقين پنج چيز است :
1 - ايمان به غيب .
2 - برپاداشتن نماز ( به عنوان مظهر عبوديّت ) .
3 - انفاق از آنچه خدا روزى نموده است ( زكات به عنوان مظهر وظايف اجتماعى ) .
4 - ايمان به آنچه خداوند بر انبياء خود فرو فرستاده .
5 - ايمان و يقين نسبت به عالم آخرت .
پس متقين به تحقيق به لباس هدايت پروردگارشان ملبّس شدهاند به سبب متّصف شدن به صفاتى كه برشمرديم ، لذا متّقين داراى دو هدايتند ، يك هدايت اوّلى ) كه بخاطر آن متّقى شدند و يك هدايت ، ثانوى ) كه خداوند به پاس تقوايشان به ايشان كرامت فرمود ، پس هدايت اوّل هدايت فطرى است و هدايت ثانوى متقين بوسيله قرآن صورت مىگيرد ، و هر دوى آنها در مقابل گمراهى و ضلالت است ، يعنى گمراهى هم دو مرتبه دارد ، گمراهى اوّل ) آنچه كه موجب صفات خبيثه در گمراهان شده است ، و گمراهى دوّم ) ضلالت و كورى كه گمراهى اولشان را تشديد نموده كه اوّلى منسوب به خود آنان و دوّمى منسوب به خداى تعالى است
( فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ، فَزادَهُمُ اللَّهُ
هامش
( 1 ) - سوره فصّلت ، آيه 42 .