مَرَضاً )
« 1 » ، ( در قلبهاى ايشان بيمارى است و خدا بر آن بيمارى مىافزايد ) ،
( وَ ما يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفاسِقِينَ )
« 2 » ، ( و گمراه نمىشوند بوسيله قرآن مگر فاسقان ) .
( 3 )
( الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ )
: ايمان يعنى مستقرّ شدن اعتقاد در قلب ( همراه با اقرار زبانى و عمل به جوارح و اعضاء ) و اصل آن از ريشه ( أمن ) يعنى مطمئن و خالى از شكّ و ريب است و اين دو ، يعنى شكّ و ريب آفت اعتقاد هستند و ايمان داراى مراتبى است و به همين جهت مؤمنان هم داراى درجات هستند و غيب مخالف شهادت و آن چيزى است كه حسّ آن را ادراك نمىكند و تنها با عقل سليم و لبّ خالص و بىريا مىتوان به آن وصول پيدا كرد ،
( وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ )
: نماز پيوستن ايشان است به پروردگارشان ، و نمازى پس از نماز ديگر تطهير و پاكيزه شدن است از آنچه بين دو نماز كردهاند و رفع شدن حجابهاى مادى و ظلمانى است كه در نتيجه اشتغال به دنيا بوجود آمده است و باعث تزكيه روحى است ،
( وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ )
: پس پرهيزكاران قيام مىكنند به تأديه حقوق اجتماعى و به فقرا و نيازمندان از خلق كه در واقع عيال خداوند هستند رسيدگى مىنمايند .
( 4 )
( وَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ )
: و كسانى كه ايمان مىآورند به آنچه بر تو نازل شده و حقيقتا از جانب پروردگار است ،
( وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ )
: و ايمان مىآورند به آنچه قبل از تو نازل شده ، پس ايمان به ساير انبياء از ايمان به پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و إله و سلم لا ينفكّ مىباشد ،
( وَ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ )
: و ايمان كامل نمىشود مگر با يقين ، چون يقين درجهء اوج ايمان است و آن را كامل مىكند و اين يقين هرگز با فراموشى و نسيان جمع نمىشود ، در واقع فراموش كردن حساب و روز جزا و عدم توجّه و غفلت نسبت به آخرت است كه موجب گمراهى و ضلال مىشود ، و به عكس يقين به آخرت ما را به
هامش
( 1 ) - سوره بقره ، آيه 10 .
( 2 ) - سوره بقره ، آيه 26 .