نيكى انجام داده است حاضر مىيابد ) لذا خداوند آنها را بهتر از آنچه عمل كردهاند جزاى خير مىدهد ،
( وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَها وَ بَيْنَهُ أَمَداً بَعِيداً )
: ( و آنچه از بدى انجام داده است ، در آن روز آرزو مىكند ، اى كاش بين او آنچه عمل كرده ، زمانى طولانى فاصله باشد ) نكره آوردن خير و شرّ براى افادهء عموميّت است و منظور از ( امدّ ) فاصله زمانى بسيار ، ولى محدود است و بديهى است كه حاضر شدن اعمال سوء در نزد نفس باعث ناراحتى نفس مىشود ، لذا نفس آرزوى دور شدن از آن را مىنمايد ،
( قالَ يا لَيْتَ بَيْنِي وَ بَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِينُ )
« 1 » ( گويد : اى كاش بين من و تو به قدر طول مشرق و مغرب فاصله بود كه چه بد همنشينى هستى ) ،
( وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ )
: ( خداوند شما را از خويش بر حذر مىدارد ) ، تكرار ترساندن و تحذير براى افزودن بر اهميّت مطلب است يا آنكه براى ترساندن از عواقب معصيت در آخرت مىباشد ،
( وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ )
: ( و خداوند نسبت به بندگانش مهربان است ) در عين اينكه كلمهء ( رأفت ) و ذكر ( عباد ) گوياى مهر و رأفت خداى تعالى است ، امّا دليل بر تشديد آن تهديد نيز مىباشد ، چون اقرار به اين مطلب است كه گوينده ناصح بوده و قصدى جز خير و صلاح فرد ندارد و آن هم آگاه كردن فرد قبل از گرفتار شدن به وبالى است كه حتمى و غير قابل تخلّف بوده و هيچ دافعى آن را بر طرف نمىكند .
( 31 )
( قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ )
: ( بگو ، اگر خدا را دوست مىداريد . . . ) اين جمله دعوت به ايمان آوردن به خداى متعال و بندگى خالصانه براى او و اجتناب از شرك است و اين امر زمانى محقّق مىشود كه قلب انسان تنها به خدا تعلّق داشته باشد و از غير خدا ، از قبيل بتها و يا شركاء يا مقاصد دنيوى بلكه حتى مطالب اخروى مانند رستگارى در بهشت و خلاصى از دوزخ ، خالى و برى باشد و حبّ وسيلهء ارتباط هر طالب با مطلوب
هامش
( 1 ) - سوره زخرف ، آيه 38 .