در امر دين مىباشد و اين عمل طغيان و افساد در نظام فطرى است كه بدترين و خطرناك ترين ضرر را براى دين دارد ، و حتّى ضررش از كفر كفّار و شرك مشركان هم بيشتر است ، چون آنان دشمنىشان براى دين آشكار است و به سهولت مىتوان با آنها درگير شد و شرشان را از حومهء دين دفع نمود ، امّا مسلمانى كه دعوى دوستى با دين مىكند و در دل دوستدار دشمنان دين است به مراتب ضررش بيشتر است ، چون دوستى و انس دوستان با دشمنان دين باعث هلاكتى مىگردد كه ديگر اميد حيات و بقائى براى آنان نيست و اين امر طغيان بر خداوند بواسطه ابطال و افساد دين اوست و سزاوار است كه خداوند آنها را بر حذر دارد و تحذير خداوند دلالت بر عذاب حتمى و مقتضى مىكند ، چون متعلّق تحذير خود خداوند است و اين امر دلالت بر عدم وجود حائل و عاصم مىنمايد ، و چون بازگشتگاه همه بسوى اوست ، پس هيچ مفّر و بازدارندهاى از عذاب خدا وجود ندارد .
( 29 )
( قُلْ إِنْ تُخْفُوا ما فِي صُدُورِكُمْ أَوْ تُبْدُوهُ يَعْلَمْهُ اللَّهُ )
: ( بگو اگر آنچه در دلها داريد ، پنهان كنيد يا اظهار نماييد ، ( در هر صورت ) خدا بدان آگاه است ) در اين آيه شريفه رسول خود را مأمور نموده اين حقيقت را ابلاغ كند كه آنچه در نفس دارند چه آشكار و چه پنهانى خداوند آن را مىداند و خود خداوند آن را بيان نكرده ، چون مىخواهد بفهماند كه خدا بزرگتر از آن است كه خودش با افرادى كه مىداند در آينده با او مخالفت مىكنند ، هم كلام شود ،
( وَ يَعْلَمُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ )
: ( و آنچه در آسمانها و زمين است مىداند و خدا بر هر چيزى تواناست ) پس هيچ امرى بر او مخفى نمىماند و هيچ حدّى بر قدرت او نيست و صاحب قدرت نامحدود مىباشد .
( 30 )
( يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً )
: ( روزى كه هر كس آن چه از