يُظْلَمُونَ )
: ( و هر انسانى بدانچه كرده بدون كم و زيادى مىرسد و به احدى ستم نمى شود ) يعنى عدل الهى به طور كامل جريان مىيابد ، پس هيچ كس نمىتواند از حساب الهى و حكم حق خداوند فرار كند و اوست كه آنها را به واسطهء اعمال و ذاتياتشان مؤاخذه مىكند ، پس آنها ذليلانه تسليم مىشوند در حالى كه در دنيا اهل فساد و استكبار بودند .
[ آيهء ( 27 - 26 ) صفات مالكيّت و عزّت الهى ]
( 26 )
( قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ )
: ( بگو ، خدا ، مالك هستى . . . ) در اين آيه خداوند به پيامبر امر مىكند كه به خدايى پناهنده شود كه تمامى خيرها مطلقا به دست او و خاصّ اوست تا از موهومات و حرفهاى باطل اهل كتاب نجات يابد ، پس هر چه ملك و عزّت براى خودشان فرض كردهاند همه متعلق به خداست ، لذا او مالك بر همه ملك است و مالكيت او اعم است از مالكيت حقيقى و اعتبارى ، لذا خداوند مالكيت طولى هم دارد ، يعنى خدا مالك همه انسانها و مالك همه ما يملك آنهاست ،
( تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ )
: ( به هر كس بخواهى ملك مىدهى ، از هر كس بخواهى مىستانى ) مالكيت چه بر حق باشد و چه به ناحق در هر صورت نعمت و موهبتى از جانب خداى سبحان است ، امّا براى نااهلان در واقع نقمت مىباشد ، ولى در هر حال از جانب خداست و وسيلهاى براى آزمايش بندگان بوده و اينكه در اينجا يا مواردى ديگر كه خداى سبحان مطلبى را مقيّد به مشيّت خود نمود ، معنايش اين نيست كه خداوند كارهايش را بيهوده و بدون مرجّح انجام مىدهد ، بلكه به اين معناست كه خداوند در افعالش مجبور نيست و هر چه مىكند در كمال اختيار و افعال او در هر صورت بر مدار مصالح است ،
( وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ )
: ( و به هر كس بخواهى عزّت و اقتدار مىبخشى و هر كه را بخواهى خوار و ذليل مىكنى ( عزّت ) به معناى نايابى و صعب الوصول بودن است و ( ذلّت ) به معناى سهل الوصول بودن ، چه به صورت محقّق و چه فرضى مىباشد .