آخرت به حساب او مىرسد ، پس در دنيا گرفتار ذلّت و محروم از سعادت حقيقى مى گردد و در آخرت به عذاب دردناك مبتلا مىشود و خداوند با قدرت مطلقهاش به سرعت به حساب اعمال رسيدگى خواهد كرد .
( 20 )
( فَإِنْ حَاجُّوكَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلَّهِ وَ مَنِ اتَّبَعَنِ )
: ( پس اگر آنها بر سر دين با تو گفتگو كردند ، بگو من و پيروانم سراسر وجودمان را تسليم خدا كرديم ) يعنى اگر اهل كتاب درباره توحيد و دين با شما محاجّه نمودند ، اى پيامبر به آنان بگو من و پيروانم تسليم خدا هستيم و اين همان دين واحد و تسليم مطلق بودن در برابر اوامر الهى است ،
( وَ قُلْ لِلَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ وَ الْأُمِّيِّينَ أَ أَسْلَمْتُمْ فَإِنْ أَسْلَمُوا فَقَدِ اهْتَدَوْا )
: ( و به اهل كتاب و مشركين بىكتاب بگو ، اسلام مىآوريد يا نه ؟ اگر اسلام آوردند ، همانا هدايت يافتهاند . . . ) يعنى اگر آنچه را خدا نازل كرده بپذيرند به سر منزل سعادت رهنمون خواهند شد ،
( وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما عَلَيْكَ الْبَلاغُ وَ اللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ )
: ( و اگر روى گردانيدند ، تو وظيفهء خودت را كه ابلاغ و پيام رسانى است انجام دادهاى و بيش از آن وظيفهاى ندارى و خداوند نسبت به بندگان بينا است ) يعنى ، اولا ) : چنانچه اعراض كردند با آنها مجادله و مخاصمه نكن ، چون مجادله با كسى كه منكر امور ضرورى و بديهى است جايز نيست ، ثانيا ) : پيامبر را از داورى و مراء با مردم و اصرار در استدلال منع مىنمايد ، چون وظيفه پيامبر تنها ابلاغ و پيام رسانى است
( لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ )
« 1 » : ( تو حاكم مطلق بر مردم نيستى ) ، و ثالثا ) : تهديدى است براى مشركين و اهل كتاب به اينكه مى فرمايد : خداوند حاكم و بينا و بصير است و حكم او در امور بندگان نافذ است ، خواه اسلام بياورند ، خواه رويگردان شوند و خداوند به سرانجام آنها آگاه است .
هامش
( 1 ) - سوره غاشيه ، آيه 23 .