تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
مىخوانند تا در بين آنها داورى كند . . . ) چون كتاب الهى ميزان و ترازوى سنجش عدل و درستى است ،
( ثُمَّ يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِنْهُمْ وَ هُمْ مُعْرِضُونَ )
: ( سپس عده‌اى از آنها در حالى كه روى گردان بودند به كتاب خدا پشت كردند و زير بار نرفتند ) و اين فقط به جهت عزيز داشتن خودشان بود به سبب گفته‌شان ( نحن ابناء اللّه ) و همچنين از روى غرورشان بود بر مطالب تحريف شدهء كتاب ( لن تمسّنا النار ) و در مرحله سوّم بخاطر آن بود كه خود را بىنياز از حق مىدانستند ( يد اللّه مغلولة ) معلوم است وقتى يهود خود را پسران خدا بدانند و بگويند آتش دوزخ به ما نمىرسد و همچنين دست خدا را در تدبير امور بسته ببينند ، همهء اينها باعث روى گرداندن از حق و حقيقت و كتاب آسمانى مىگردد . ( 24 )
( ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَيَّاماً مَعْدُوداتٍ )
: ( و اين بدان جهت بود كه مىپنداشتند آتش دوزخ به آنها نمىرسد ، مگر چند روزى اندك . . . ) يعنى على رغم اينكه ادّعا مىكردند كه اهل كتاب هستند ، امّا به جدّى بودن حسابرسى در روز قيامت و جدّى بودن قسط و عدل الهى اعتقاد نداشتند ،
( وَ غَرَّهُمْ فِي دِينِهِمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ )
: ( و افتراهايى كه خودشان در دين خود تراشيده بودند مغرورشان ساخت ) لذا نياكان آنها به خدا افترا بستند و نسلهاى بعدى فريب افتراى آنها را خوردند و به آن مغرور شدند ، پس همه آنها امّت واحده‌اى هستند كه عدّه‌اى از آنها به عمل عدهء ديگر راضى شدند و خودشان خود را فريب دادند تا كبر و ستم و شهوت پرستى خود را استحكام بخشند و آنقدر اين تهمت‌ها را تكرار كردند تا خودشان هم به آنها اعتقاد يافتند . ( 25 )
( فَكَيْفَ إِذا جَمَعْناهُمْ لِيَوْمٍ لا رَيْبَ فِيهِ )
: ( پس چگونه خواهند بود ، زمانيكه آنها را جمع مىكنيم در روزى كه هيچ شكى در آمدنش نيست ؟ ) اين آيه تهديدى است براى اهل كتاب كه آنها را براى حسابرسى در روز قيامت جمع مىكند و آن روز ، روز جزا و جدايى بين مؤمن و كافر است
( وَ وُفِّيَتْ كُلُّ نَفْسٍ ما كَسَبَتْ وَ هُمْ لا