از حوزه دين و اسقاط نظم بشرى و برپايى نظام الهى و شيوه خدايى مستلزم صبر صابران است و بوسيلهء صبر پيروزى بر شدائد و آلام و برترى و استعلا بر شكايتها و ثبات بر وظايف و تكاليف و تسليم بر اوامر الهى و قبول حكم او و قضا و قدر او حاصل مىشود « 1 » ،
( وَ الصَّادِقِينَ )
: ( و راستگويان ) صدق يعنى مطابقت با واقع و حق كه در واقع قوام وجود است يا به معناى مطابقت ظاهر و باطن كه شامل تمام فضايل مىشود و باعث برترى از ضعفها است ،
( وَ الْقانِتِينَ )
: ( و اهل عبادت ، و فرمانبرداران ) يعنى اداى حق الوهيّت و بجا آوردن واجب عبوديت و بندگى در واقع قنوت ، خضوع براى خداى سبحان است و شامل عبادات و مناسك مىگردد ،
( وَ الْمُنْفِقِينَ )
: ( و انفاق كنندگان ) يعنى كسانى كه از قيد مال دوستى و پستى آن رهيدهاند و ذلّت و خسّت را پشت سر نهادهاند و در راه خدا از مال خويش انفاق مىكنند ،
( وَ الْمُسْتَغْفِرِينَ بِالْأَسْحارِ )
: ( و استغفار كنندگان در سحرگاه ) يعنى كسانى كه در اواخر شب براى عبادت قيام مىكنند و به استغفار و انابه به درگاه الهى مشغول مىگردند تا روحشان به وسيله توجّه به خالق هستى به روح هستى و كون بپيوندد .
( 18 )
( شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ )
: ( خداوند در حالى كه قائم به قسط و عدل است شهادت مىدهد بر اينكه هيچ معبودى جز او نيست ، ملائكه و صاحبان علم نيز به يگانگى او شهادت مىدهند ) كلمهء شهادت به معناى معاينه ، يعنى با چشم خود ديدن يا به گوش خود شنيدن و يا با ساير حواس خود يافتن و حس كردن مىباشد ، امّا در معناى اداى شهادت ، يا تحمّل آن براى حفظ و اقامهء حق استعمال شده است و حاصل اين شهادت از جانب پروردگار و ملائكه و صاحبان علم آن است كه هيچ كس از خداوند بىنياز نيست و هيچ چيز نمىتواند جاى او را بگيرد يا آنكه انسان
هامش
( 1 ) - صبر سه قسم است ، صبر بر طاعت 300 درجه پاداش دارد ، صبر بر مصيبت 600 درجه ، صبر بر معصيت 900 درجه پاداش دارد ، ( گفتار مترجم ) .