در تعبير به كار برده است ، يعنى چرت هم نمىزند چه رسد به خواب ،
( لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ )
: ( هر چه در آسمانها و زمين است از آن اوست ) ، چون او داراى قيوميّت تامّه است ، پس ملك و سلطنت مطلق در عالم وجود همهاش از آن اوست و هيچ تصرّفى در عالم نيست جز از او يا از ناحيهء او و هيچ تأثيرى نيست مگر بواسطهء او و تصرف علل و اسباب طبيعى از باب واسطه شدن در تصرّف است ،
( مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ )
: ( كيست آنكه بدون اذن او در نزدش شفاعت كند ؟ ) چون او قيّوم و مالك تمام سببها است و عالم به غيب و شهادت است و اسباب طبيعى در مورد مسببات شفيعانى هستند كه به اذن خدا شفاعت مىكنند و شفاعت وقتى با سلطنت الهى منافات دارد كه منتهى به اذن خدا نگردد ، بلكه شفيعان استقلال داشته باشند و خداوند اين امر را نفى مىنمايد ، يعنى شفاعت همه اسباب و علل به اذن اوست ، پس سياق آيه سياق شفاعت تكوينى و وجودى است نه شفاعت تشريعى در روز قيامت در عين اينكه اين مطالب در مورد شفاعت تشريعى هم صادق است ، يعنى آخرت هم هيچ شفيعى نمىتواند بدون اذن خدا شفاعت كند « 1 » ،
( يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ )
: ( آنچه پيش رو و پشت سر آنان است مىداند ) پس خداوند به پشت و روى همه اسباب احاطه و علم دارد و نزد آنان حاضر و موجود است و به آنها تسلط و احاطه دارد و هيچ امرى در عالم از نظر او پوشيده و مخفى نيست و تمام سلطه و احاطهء ربوبى از آن اوست ،
( وَ لا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِما شاءَ )
: ( و آنها به چيزى از دانش او احاطه ندارند جز آنچه خود او بخواهد ) يعنى تدبير خدا تمام و كمال است و اوست كه به روابط موجودات آگاه مىباشد و در آيهء مورد بحث علم را به احاطه تعبير نموده كه لطفى بارز در تعبير است ،
( وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ )
: ( قلمرو او آسمانها و زمين را در بر گرفته است ) مراد از كرسى احاطهء سلطنت ربوبى و مقام پروردگارى است كه آنچه در
هامش
( 1 ) - در روايات تصريح شده كه مصداق شفيع پيامبر و اهل بيت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم هستند ( مترجم )