( 254 )
( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناكُمْ )
: ( اى كسانى كه ايمان آوردهايد از آنچه روزى شما كردهايم انفاق كنيد ) و هر چه نزد بندگان است رزق و روزى خداست ،
( مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لا بَيْعٌ فِيهِ وَ لا خُلَّةٌ وَ لا شَفاعَةٌ وَ الْكافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ )
: ( قبل از آنكه روزى برسد كه در آن معامله و دوستى و شفاعت نباشد و كافران ، خود ، ستمكارانند ) پس قبل از آنكه در قيامت حسابرسى شويد كه در آنجا همهء اسباب دنيوى ( تجارت ، دوستى ، شفاعت ) منقطع مىگردد از آنچه به شما دادهايم انفاق كنيد كه سرپيچى كردن از انفاق ، كفر و ظلم است ، كفر و پوشاندن نعمتها و روزيها كه خداوند به انسان عطا كرده است و ظلم نسبت به كسانى كه از اين نعم بهرهمند نيستند .
[ آيهء ( 257 - 255 ) آية الكرسى و شرح آن ]
( 255 )
( اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ )
: ( اللّه خدايى است كه جز او معبودى نيست و او زنده و پاينده است ) ( اللّه ) ذاتى است كه مستجمع تمام صفات كماليه است ، و هيچ الهه و معبودى جز او تحقق و ثبوت ندارد ( حىّ ) به معناى ذاتى است كه حياتى ثابت داشته باشد و حيات به معناى نحوهء وجودى است كه توأم با علم و قدرت باشد ، حيات در انسان و ساير موجودات زنده به گونهاى است كه سرانجام مرگ بر آنها عارض مىشود ، امّا حيات واقعى و اخروى حياتى است كه به هيچ وجه مرگ در آن راهى ندارد و خداوند صاحب حيات حقيقى است و حيات منحصر به اوست جز آنكه او آن را به غير خود افاضه كند و ( قيّوم ) ذاتى است كه قيامش به ذات خودش باشد و خدا نه تنها قائم بالذّات است ، بلكه همهء ما سوى اللّه قائم به او هستند و اوست كه به حفظ و تدبير آنها قيام مىكند و مقدرات آنها را در دست دارد و قيام همه عالم محصور به قيوميّت اوست و نام ( قيّوم ) اصل و جامع تمام اسماء اضافى خداوند است و مراد از اسماء اضافى اسمائى است كه به وجهى بر معناى خارج از ذات دلالت مىكند ، مانند : ( خالق ) ، ( رازق ) ، ( مبدع ) ، ( معيد ) . . .
( لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ )
: ( نه خواب سبك او را در بر مىگيرد و نه خواب عميق ) يعنى هرگز از تدبير امور غفلت ندارد و از جهت بلاغتى ، ترقّى