نشانههاى خداست كه ما به حق بر تو مىخوانيم و همانا تو از پيامبرانى ) و اين جمله در حكم خاتمه داستان است و خطاب به رسول اللّه محمّد صلّى اللّه عليه و إله و سلم مىباشد .
[ آيهء 254 - 253 ) دربارهء جنگ و درجات پيامبران و سفارش به انفاق ]
( 253 )
( تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ )
: ( اين پيامبران بعضى از ايشان را بر بعضى ديگر برترى دادهايم ) براى تفخيم و بزرگداشت پيامبران است كه از ( تلك ) كه ضمير اشاره به دور است استفاده شده است و رسالت در ميان پيامبران يك فضيلت مشترك است ، امّا ما بعضى از آنان را به بعضى ديگر برترى دادهايم ، در حالى كه همهء آنها در مورد مجمع كمالات كه توحيد است با هم اشتراك دارند و خداوند تفاوت انبياء را به عنوان فضيلت نام مىبرد و آن را به نفس خود نسبت مىدهد ، امّا اختلافات مردم را به عنوان تفرقه نام مىبرد و آن را به خودشان نسبت مىدهد ، با اينكه اصل ارسال رسل براى بر طرف كردن اختلافات بين مردم و هدايت آنان در مسير حق است ، ليكن باعث نمىشود جنگ و خونريزى از بين برود ، چون به وجود آمدن جنگها بين مردم در اثر اختلافات خود مردم است و ستم و رذيلت و لجاجت بين آنها موجب جنگ مىگردد و لذا هيچ راهى جز جنگ براى پاك كردن زمين از دشمنان دين و ايمان باقى نمىماند و اگر خدا مىخواست ، مىتوانست تكوينا از جنگ و خونريزى جلوگيرى كند و ليكن چون اين مسائل مستند به خود مردم است و سنّت الهى نظام عليّت و معلوليت است كه در كلّ عالم جارى مىباشد ، خداوند نمىخواهد جلوى ملّتها را بگيرد و امور عالم طبق سنت العلل و الاسباب جريان دارد ، تنها كارى كه خداى متعال ممكن است انجام دهد ، دخالت تشريعى است كه امر كند جنگ نكنيد يا جنگ كنيد ، پس قتال در بين امّتها امرى طبيعى بوده و همه جا حجّت و برهان عقلى راهگشا نيست ، بلكه گاهى شدت عمل و برخورد با شمشير و اسلحه لازم است تا راه الهى در جريان خود ادامه يابد ، همانگونه كه رسولان خدا براى همين برگزيده شدهاند ،
( مِنْهُمْ مَنْ كَلَّمَ اللَّهُ وَ رَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجاتٍ )
: ( بعضى از آنان كسى بوده كه خداوند با او سخن گفته و بعضى از آنان را