مراتبى بالا برد ) در اينجا التفات از تكلّم به غيبت شده و جهتش آن است كه بعضى از فضايل فى نفسه فضيلت هستند ، مانند : معجزات آشكار يا تأييد بوسيله روح القدس در اين گونه فضايل به صيغهء تكلم صحبت شده ، امّا برخى از فضايل به خودى خود فضيلتى نيستند ، بلكه زمانى فضيلت مىشوند كه به مقام بزرگى منتسب يا اضافه شوند ، مثل تكلّم كه زمانى با ارزش است كه تكلّم با خدا باشد و خدا در اين موارد براى آنكه مطلب را به خود نسبت دهد از صيغه غايب استفاده كرده و مصداق آيه را غالب مفسرين حضرت موسى عليه السّلام مىدانند ،
( وَ آتَيْنا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّناتِ وَ أَيَّدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ )
: ( و عيسى پسر مريم را معجزات آشكار داديم و او را بوسيلهء روح القدس تأييد كرديم ) و منظور از بيّنات ، معجزات فراوانى است كه خداوند بوسيلهء عيسى بن مريم به ظهور رسانيد و منظور از روح القدس جبرئيل امين است كه حامل وحى براى انبياء بود ،
( وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلَ الَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّناتُ وَ لكِنِ اخْتَلَفُوا فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ وَ مِنْهُمْ مَنْ كَفَرَ )
: ( اگر خدا مىخواست كسانى كه پس از پيامبران بودند با وجود حجتهايى كه به سويشان آمده بود با هم جنگ نمىكردند ولى با هم اختلاف كردند و از آنان كسانى بودند كه ايمان داشتند و كسانى بودند كه كافر شدند ) و اين امر زمانى واقع شد كه هر گروهى از دين و رسالت پيامبرشان دور شده و فاصله گرفتند تا تمايلات نفسانى و مكاسب دنيوى خودشان محقق شود و اين امر تمام نمىشود مگر با دورى جستن از راه خدا ، چون ايمان و كفر با هم جمع نمىگردد و حكم خدا با حكم بشر و تمايلات نفسانى او سازگار نيست و قوانين آسمانى با قوانين كفر هماهنگى ندارد و لذا اختلاف و خونريزى بين گروه مؤمن و كافر ايجاد مىشود ،
( وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلُوا وَ لكِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ ما يُرِيدُ )
: ( و اگر خدا مىخواست آنها با هم قتال نمىكردند ، امّا خدا آنچه بخواهد مىكند ) همانطور كه توضيح داده شد ، خداوند تكوينا در تأثير علل و اسباب مداخله نمىنمايد و جنگ و قتال هم براى دفع كفر امرى لازم است و ارادهء خدا هرگز مغلوب نمىشود و قدرت الهى نيز هرگز باطل نمىگردد .