تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
و اين جمله ( لاانفصام لها ) حاليّه است كه ( عروة ) را توضيح مىدهد و سپس مىفرمايد : خدا شنوا و داناست ، چون ايمان و كفر هم متعلّق به قلب و هم متعلّق به زبان مىباشد و خداوند از هر دو آنها آگاه است . ( 257 )
( اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ )
: ( خدا سرپرست كسانى است كه ايمان آورده باشند ، آنها را از ظلمت‌ها به سوى نور هدايت مىكند ) و اين امر خروج از تاريكى به سوى نور از باب مجازگويى نيست ، بلكه امورى حقيقى و واقعى است ، عدّه‌اى پنداشته‌اند كه نور اعتقاد به حق است به سبب آنكه تاريكى جهل و حيرت شك و اضطراب قلب را مرتفع مىكند و عمل صالح هم نور است ، از اين جهت كه رشد آن روشن و اثرش در سعادت آدمى واضح است و ظلمت هم جهل در عقايد و شك و شبهه و عمل غير صالح است و ممكن است اين قول را تصحيح كرد و گفت : انسان به حسب خلقتش داراى نور فطرى است كه اگر مراقب او باشند ترقى مىيابد و كمال مىپذيرد ، امّا در همان كودكى نسبت به معارف حقّه و اعمال صالحه در ظلمت است ، چون به آنها آگاهى ندارد ، لذا نور و ظلمت به اين معنا با هم جمع مىشوند و مؤمن با ايمانش از اين ظلمت خارج مىگردد و به نور معارف و طاعات مىرسد ، و چون نور واحد است امّا ظلمات متعدد و مشتّت مىباشند ، لذا نور را مفرد و ظلمت را به صورت جمع آورده است ، و واقعيت امر آنست كه نور و ظلمت امورى حقيقى هستند و چيزى جداى از طاعت و معصيت نمىباشند و در باطن اعمال ما قرار دارند ،
( وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ )
: ( و كسانى كه كافر شدند سرپرستهاى آنان طاغوت است كه آنها را از نور به سوى ظلمت‌ها سوق مىدهد ، آنها اهل آتشند و در آن جاودانه خواهند بود ) كافران از نور حق و فطرت بسوى تاريكىهاى جهل و شك و ترديد رانده مىشوند و با روى گرداندن از خدا بسوى هزاران معبود دروغين توجّه مىكنند ، پس آتش جزاى آنان است