إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ )
: ( پس خدا وام او را به چند برابر افزون كند و خداست كه تنگى و وسعت مىبخشد و شما بسوى او باز مىگرديد ) و همچنين براى تشويق و تهييج مؤمنان براى آنكه قرض الحسنه بدهند ، مىفرمايد : كه آن را براى آنها دو يا چند برابر مىكند و قبض به معناى گرفتن چيزى و بسط به معناى مقابل آنست ، در بيان اين سه صفت يعنى ( قابض ، باسط و مرجع عباد ) براى فهماندن اين معناست كه آنچه در راه خدا قرض بدهند هدر نمىرود و باطل نمىشود و هيچ بعيد نيست كه به چند برابر تبديل شود ، چون خدا قابض است ، يعنى خداست كه اين قرض را مىگيرد و باسط است يعنى هر چه را بخواهد زياد مىكند و مرجع است ، يعنى شما به سوى او باز مىگرديد و آن مبلغ افزوده را پس مىگيريد ، آن هم به صورت تمام و كمال .
( 246 )
( أَ لَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ مِنْ بَعْدِ مُوسى )
: ( آيا نمىنگرى بر آن بزرگان بنى اسرائيل كه پس از موسى بودند ) ( ملا ) به معناى جماعتى از مردم است كه بر يك نظريّه اتفاق دارند و از جهت عظمت و ابهّتشان چشم بيننده را پر مىكنند ، در اينجا منظور گروهى از بنى اسرائيل است كه پادشاه آنها جالوت بود ،
( إِذْ قالُوا لِنَبِيٍّ لَهُمُ ابْعَثْ لَنا مَلِكاً نُقاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ )
: ( زمانى كه به پيامبر خود گفتند : پادشاهى براى ما برگزين تا در راه خدا كارزار كنيم ) يعنى پس از آنكه امر حيات بر اثر سختگيريهاى جالوت بر آنان بسيار دشوار شده بود از پيامبرشان خواستند تا شخصى را براى آنان برگزيند كه تحت امر او در راه خدا قيام كنند ،
( قالَ هَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتالُ أَلَّا تُقاتِلُوا )
: ( و او گفت : آيا خود را چنان مىبينيد كه اگر قتال بر شما واجب شد از جنگيدن شانه خالى نكنيد ؟ ) پس پيامبر ايشان از حال آنان با خبر بود و لذا آنان را مورد سئوال قرار داد كه اگر چنين شود شما احتمال مىدهيد كه او را نافرمانى كنيد ؟ و چون از باطن آنان با خبر بود خداى تعالى را منزّه دانسته از آنكه نامش را ببرد ، تنها اشاره كرده كه امر اين درخواست مربوط به خداوند است چون ( كتب ) كه در پاسخ آمده به معناى واجب شدن است ، كه