تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
خدا ( بداء ) ، ( نسخ ) و ( تغييرى ) نيست ، چون مىگفتند : ( يد اللّه مغلوله ) ، ( دست خدا بسته است ) و قرآن پاسخشان داد ،
( غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ )
، ( دستشان بسته باد ) يعنى بر اين اساس مىگفتند نبايد بيت پادشاهى از سلسله‌اى به سلسلهء ديگر تغيير كند ، و از طرف ديگر مىگفتند با معيارهاى مادّى نبايد طالوت برگزيده شود و با مقياسهاى مادى در حكم خدا چون و چرا مىكردند در حالى كه در برابر خداوند مال و مادّيات ارزشى ندارند ، بلكه ملاك برترى در امور ديگرى است و مال جز مفسده چيزى ندارد ،
( قالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ عَلَيْكُمْ وَ زادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ )
: ( و پيامبرشان گفت : همانا خدا او را بر شما مبعوث كرده است و او را از جهت دانش و نيروى بدنى افزونى بخشيده است ) پس پادشاهى به جهت استقرار سلطه است و براى آن مىباشد كه امّت تحت ارادهء واحدى تجمع يابد و فردى به ناحق مزاحم ديگرى نگردد و اين امر محقّق نمىشود جز به وسيلهء علم به مصالح و مفاسد زندگى مردم و همچنين قدرت جسمانى و ابهّت براى اداره جامعه ، امّا ( مالدارى ) كه آنها را جزء مقوّمات سلطنت آورده‌اند تنها جهل آنها را مىرساند ،
( وَ اللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يَشاءُ )
: ( و خداوند ملك خويش را به هر كه بخواهد مىدهد ) پس ملك مطلقا از آن خداست و بس و هيچكس در آن نصيبى ندارد جز آنكه خداى سبحان آن را به او ببخشد ، به همين جهت از علّت تصرف خدا سئوال نمىشود ، چون او مسبّب مطلق است و اين معنا ندارد كه بخشش و ايتاء الهى بيهوده و گزاف و خالى از حكم و مصلحت باشد ( و فرقى نمىكند كه مصلحت واقع شود يا نشود ) در هر صورت خداوند مالك على الاطلاق است و جز فعل نيكو و شايسته از او صادر نگردد و هر چه خلق كند نيكو و زيباست ،
( وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ )
: ( و خدا وسعت بخش و داناست ) و دست او در هر گونه تصرف و اعطاء باز است و فعل او از علم ثابت خطا ناپذيرش منشاء مىگيرد . ( 248 )
( وَ قالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ )
: ( و پيامبرشان به آنان گفت : همانا نشانهء پادشاهى وى آنست كه صندوق معروف دوباره به