لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَشْكُرُونَ )
: ( همانا خداوند بر مردم كرامت دارد ، ولى بيشتر مردم سپاسگزارى نمىكنند ) تكرار كلمهء ناس براى دلالت بر پايين بودن سطح فكر آنها مىباشد ، علاوه از آنكه اگر ضميرى مىآورد معناى جمله چنين مىشد كه اكثر آن زنده شدگان شاكر نبودند ، در حالى كه منظور آيه آنست كه كلا بيشتر مردم سپاسگزار نيستند ، خوب حال خدا با زنده كردن اين طايفه بر آنها تفضّل نمود ، امّا مقصود چيست ؟ اين آيه بدون مناسبت با آيات بعدى كه متعرض مسأله قتال مىشود نيست ، چون جهاد و قتال نيز باعث احياء يك ملّت مىگردد و بعضى از مفسرين گفتهاند كه اين آيه مثالى است از امتى عقب مانده و زير سلطهء اجانب كه با قيام و دفاع از حقوق حياتى خود و كسب استقلال حياتى نو بدست مىآورند ، امّا صاحب الميزان اين قول را به دلايل عديده من جمله خلاف ظاهر بودن و . . . نفى مىنمايند .
[ آيهء ( 252 - 244 ) سفارش به جهاد و قرض الحسنه و ماجراى طالوت و جالوت ]
( 244 )
( وَ قاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ )
: ( در راه خدا كارزار كنيد و بدانيد كه خدا بسيار شنوا و دانا است ) اين آيه جهاد را واجب مىكند ، از طرف ديگر چه در اينجا و چه در آيات ديگر قتال را مقيد به قيد ( فى سبيل اللّه ) نموده تا مبادا كسى گمان كند اين حكم براى ايجاد سلطه فنا شدنى دنيوى تشريع شده است و نيز هرگز تحت پرچم تعصّب قومى يا جاهلى يا وطنى نمىباشد ، بلكه براى توسعهء دين الهى است كه صلاح مردم در دنيا و آخرت وابسته به آن است و از جانب ديگر به مؤمنان هشدار مىدهد كه مبادا در اين مسير خود گامى بر خلاف دستور خدا و رسول او بردارند و يا نفاقى در دلشان پيدا شود ، چون خداوند نسبت به اعمال و اقوال آنان شنوا و داناست .
( 245 )
( مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً )
: ( كيست كه خدا را وامى نيكو دهد ؟ ) ، خداوند براى ترغيب مردم به اين عمل وام را به خودش نسبت داده است ، در حالى كه اين وام در راه خداست ،
( فَيُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً كَثِيرَةً وَ اللَّهُ يَقْبِضُ وَ يَبْصُطُ وَ