تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
( 241 )
( وَ لِلْمُطَلَّقاتِ مَتاعٌ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ )
: ( و براى زنان طلاق گرفته بهره‌اى به شايستگى نزد تقوى پيشگان مفروض مىباشد ) اين آيه شريفه دربارهء تمام زنان طلاق گرفته است و از اينكه اين حكم را وابسته به صفت تقوى نموده است استفاده مىشود كه حكم وجوبى نيست ، بلكه استحبابى است و اين امر براى آنست كه زن مطلقه پاكيزه و آسوده و با طيب خاطر باشد و نسبت به همه انواع زنهاى مطلقه ( مدخوله يا غير مدخوله ) اطلاق دارد . ( 242 )
( كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ )
: ( اينچنين خدا آيات خويش را براى شما بيان مىكند ، شايد كه تعقّل نماييد ) ( عقل ) در لغت يعنى گره زدن و بستن و به همين سبب ادراك انسان را كه نسبت به آنها پيمان قلبى بسته است و در دل پذيرفته ، عقل ناميده‌اند و نيز مدركات آدمى و آن قوّه‌اى را كه باعث تشخيص بين بدى و خوبى مىگردد عقل مىنامند . ( 243 )
( أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ هُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ )
: ( آيا نمىنگرى به داستان كسانى كه از بيم مرگ از ديارشان بيرون شدند و هزاران نفر بودند . . . ) در اينجا ( الم تر ) به معناى ( الم تعلم ) است و علم را مانند رؤيت و ديدن دانسته است و اين براى تأكيد در علم است و ترس از مرگ امر نيكويى نيست ، چون ترس و بيم به عمر انسان اضافه نمىكند و قضاى الهى را بر طرف نمىنمايد ،
( فَقالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْياهُمْ )
: ( سپس خدا به آنها گفت : بميريد و آنگاه آنها را زنده كرد ) اينجا امر ، امر تكوينى است ، يعنى قضاى الهى بر مرگ آنها تقدير شد و هيچ منافاتى ندارد با اينكه مرگ آنان در اثر علل طبيعى مثل طاعون باشد ، كما اينكه در روايات اينچنين گفته شده است ، سپس خداوند آنها را زنده كرد و مدتى زندگى نمودند و علت آنكه بجاى توصيف و اخبار صيغه امر به كار رفته براى بيان غلبهء قدرت و نفوذ امر الهى است .
( إِنَّ اللَّهَ