و تحريك مىنمايد به اينكه پيرامون حقايق وجود و معارف مبدأ و معاد و طبيعت اجتماع و نواميس اخلاقى بحث و تفكر نمايند ، ثانيا ) : آنها را به اطاعت مطلق از خدا و رسولش دعوت مىكند و در عين حال آنها بايد دربارهء عظمت احكام و علل آن تفكر كنند تا حقيقت امر برايشان آشكار شود و اطاعت كوركورانه نداشته باشند ،
( وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْيَتامى قُلْ إِصْلاحٌ لَهُمْ خَيْرٌ )
: ( و از تو دربارهء يتيمان مىپرسند ، بگو اصلاح امور آنان بهتر است از رها كردن آنها ) اين آيه نوعى تخفيف و تسهيل را بيان مىكند ، چون اوّل اجازه آميزش و معاشرت با يتيمان را مىدهد و بعدا مىفرمايد : اگر خدا خواست كمكتان مىكند ، پس معلوم مىشود مسلمانان قبلا تشديدى در اين مورد از خداوند شنيده بودند و مراد از اصلاح ، اصلاح حقيقى است نه اصلاح ظاهرى ،
( وَ إِنْ تُخالِطُوهُمْ فَإِخْوانُكُمْ )
: ( و اگر با آنان معاشرت كنيد ، پس آنها برادران شمايند ) اين جمله به مساوات بين يتيم ضعيف و ولىّ قوى اشاره مىكند كه در واقع بين همهء مؤمنين برقرار است و الغاء تعيّنات و مميّزات باعث امتياز يك طبقه از طبقهء ديگر و ريشهء بروز همهء انواع فساد ، بهرهكشى و ذليل نمودن ديگران مىشود و در فرهنگ اسلام بين ضعيف و قوى و غنى و فقير و ناقص و تام مساوات و برادرى برقرار است ،
( إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ )
( همانا مؤمنان با يكديگر برادرند ) « 1 » ، پس مخالطهء برادرانه بايد چنان باشد كه آنچه از مال يتيم بر مىدارند ، همان مالى باشد كه به او مىدهند ،
( وَ اللَّهُ يَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ )
: ( و خدا مفسد را از مصلح باز مىشناسد ) چون اصلاح خير است و حقيقت امر بر خداوند سبحان پوشيده نيست و شخصى را كه قصد اصلاح دارد از شخصى كه قصد افساد دارد تميز مىدهد ،
( وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَأَعْنَتَكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ )
: ( و اگر خدا بخواهد شما را به مشقت مىاندازد ، همانا خدا غالب و حكيم است ) ( عنت ) به معناى مشقت و كلفت است و احكام خداوند با عزت و حكمتش تناسب دارد .
هامش
( 1 ) - سوره حجرات ، آيه 10 .