رَحْمَتَ اللَّهِ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ )
: ( بدرستى كه آنان كه ايمان آوردند و كسانى كه هجرت كردند و در راه خدا جهاد نمودند آنان به رحمت خدا اميدوار مىباشند و خداوند آمرزنده و مهربان است ) ايمان اقرار به زبان و عمل به اعضاء و جوارح و عقيدهء مستقّر در قلب مىباشد و كسانى كه براى رضاى خدا هجرت و جهاد كنند چنين كسانى را خداوند نااميد نمىكند و بوسيلهء پيروزى و يارى كردن يا شهادت ، خير و رحمت خود را به آنان مىرساند ، چون خدا آمرزنده و مهربان است .
[ آيهء ( 220 - 219 ) حكم حرمت خمر و قمار ]
( 219 )
( يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِما إِثْمٌ كَبِيرٌ )
: ( از تو دربارهء حكم شراب و قمار مىپرسند ، بگو در اين دو گناهى است بزرگ ) ( خمر ) به هر نوع مايع مسكر يعنى مست كننده مىگويند و معناى لغوى آن ( ستر ) يعنى پوشاندن است به جهت اينكه عقل را مىپوشاند و مستور مىكند و ديگر نمىتواند بين خير و شر تميز دهد و ( ميسر ) همان قمار است و قمار باز را ياسر مىگويند و اصل در معنايش سهولت است و قمار باز را چون بدون رنج و زحمت به آسانى مال ديگران را تصاحب مىكند ، ياسر مىگويند ، و ( اثم ) از نظر معنا به كلمه ( ذنب ) نزديك است و هر دو به معناى حالتى است كه باعث كندى رسيدن او به خيرات مىگردد ، لذا اثم گناهى است كه بدنبال خود شقاوت و محروميّت از نعمتهاى ديگر را مىآورد و سعادت زندگى را در جهات ديگر تباه مىسازد ، امّا زيانهاى طبّى شراب شامل تمام اعضاى بدن مىشود و زيانهاى اخلاقى شراب بسيار است و انسان را بسوى ناسزا گويى و جنايت مىكشاند ، همچنين شخص اسرار خود را فاش مىكند و به نواميس خود و ديگران تجاوز مىكند و هتك حرمت مىنمايد و زيان عقلى آن اين است كه عقل را زايل مىكند ، هم در حال مستى و هم در حالت خمارى و اثر آن بر نابودى عقل بسيار مىباشد و بقيه فسادها هم از همين جا ناشى مىگردد و قمار نيز بنيان حيات را منهدم مىسازد و مفاسد اجتماعى آن ، چنان آشكار است كه ما را از بيان بىنياز مىكند ،
( وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ )
: ( و نيز منافعى در آنها براى مردم